اصلی ترین مشکل جوانان (عدم ارضای صحیح نیاز جنسی)
بسم الله الرحمن الرحیم
مشکل اصلی جوانان ما(عدم ارضای صحیح نیاز جنسی)
با سلام خدمت دوستان خوب هم مدرسه ایم.بعد از مدت ها می خواهم زبانم را با گله و اعتراض گره بزنم و دم از شکوه و شکایت سر دهم تا شاید ذره ای در اوضاع امر بهبود حاصل شود.
قصد دارم تا از خودمان و نسل خویش صحبت کنم.موضوع مورد نظرم پیرامون مسائل و مشکلاتی است که جوانان و حتی خود ما با آن دسته پنجه نرم می کنیم.با کمی مقدمه چینی ان شاءالله به اصل مطلب خواهم پرداخت.
خداوند متعال و جل جلاله انسان را با انواع نیازها و میل های فراوان آفرید،و برای هر میل و نیاز،یک خوراک و یک راه حل صحیح اختصاص داد.او طوری انسان را آفرید که در هنگام گرسنگی و تشنگی به سوی غذا و آب برود تا نیازش را برطرف کند.همچنین در زمانی که نیاز جنسی او پر تلاطم می شود به سمت جنس مخالف خود گرایش پیدا می کند.این ها همه به طور غریزی است که در انسان و در حیوانات مشترک است.اما انسان با ساختار و ویژگی های منحصر به فردی که داراست از تمامی موجودات تمایز پیدا می کند.خداوند برای این انسان برنامه و یک نقشه راه(دین) طراحی کرده است تا در پیچ و خم و پستی و بلندی های راه(تکامل) جان سالم به در آورد و از مسیر درست(صراط حق)به انحطاط و انحراف کشیده نشود.عمل نکردن به دین همانا برابر است با سقوط از جاده دین داری و انحراف از نور به سوی ظلمات و...
بسیار خوب؛اما مقصود از این گفته ها چه بود؟
در ابتدای بحث به بزرگترین و شاید هم مهمترین و ریشه ای ترین مشکل جوانان اشاره کردم.به زعم بنده ،این مشکل همان عدم رفع نیاز جنسی آن هاست.خدارا شاکرم که در دانشگاه با بسیاری از دانشجویان و افراد ارتباط آشنایی و دوستی داشته ام و مطالبی که عرض خواهم کرد که جمع بندی برگفته ها و تفکرات افراد با دین و ایمان و همینطور افراد بی بندوبار و لائیک است.
خیلی از دانشجویانی که ورودی جدید هستند در ابتدا در خانواده (که بعضا دین دارند)با فرائض و اعمال اصلی اسلام یعنی نماز و روزه و ترک محرمات آشنا می شوند و خود را موظف به انجام آن تکالیف می دانند.اما پس از اینکه پا به عرصه علم آموزی (!) در دانشگاه ها می گذارند با جوی بی سابقه و یا کم سابقه روبه رو می شوند.دختران و پسرانی را مشاهده می کنند که با انواع روش ها و متد ها نظیر جزوه دادن و اردوهای مثلا درسی و غیره سعی در ایجاد ارتباط و آشنایی می کنند.آن فرد هم که اگر از نظر دین داری ضعیف باشد (که اکثر مردم اینگونه اند؛اکثرهم لا یومنون)کم کم متوجه یک دنیا و عالم دیگری می شود که مدت ها دین و شریعت و پدر و مادر در جهت سرکوب آن بوده اند که آن منع ارتباط نا مشروع بین دو جنس پسر و دختر است.او با عقل ناقص خود به این نتیجه می رسددکه دین اسلام او را از لذت ها،خوشی ها و تفریحات(که عموما آن را در ارتباط بین دو جنس می بیند)دور می سازد و در نهایت باعث می گردد تا او را به فردی غمگین،منزوی و افسرده بدل کند.واین فرد بدین صورت از مسیر دین داری خارج می گردد و نماز و روزه و حلال و حرام را ترک خواهد کرد و همه این اعمال را نتیجه خیالات و اوهام بعضی افراد همچون پدر و مادرش و دیگران می داند و به سوی ارتباط نامشروع با دوست های دختر خود سوق داده می شود.
از این گونه مطالب به کرار در دانشگاه روبه رو شدم و از دانشجویان زیادی این گفته ها را شنیدم.افرادی که امروز به راحتی کلماتی ناشایست و بسیار بی ادبانه ای در ادبیات روزمره خود به کار می برند و بدون شرم و حیا از سکس و زنا صحبت می کنند و به آن فخر می فروشند که با تعدادی این رابطه را تجربه کرده اند سال هایی نه چندان دور اهل نماز و روزه بوده اند(البته نه همه آن ها).اما براستی چرا این افراد به این سمت و سو گرایش پیدا می کنند؟
ابتدا عرض کردم که اگر بر اساس قوانین دین حرکت نکنیم بایدمنتظر انحراف از مسیر اصلی باشیم و در مورد رفع نیازها به این مطلب اشاره کردم که انسان برای رفع نیاز جنسی خود به سوی ارتباط با جنس مخالف خود تمایل پیدا می کند.دین اسلام برای انسان راه حلی در این زمینه طراحی کرده است که او نیاز و میلش را به گونه ای صحیح تر رفع کند که آن ازدواج است.
<<انسان با ازدواج نصف دینش کامل می شود و برای نیم دیگر باید تلاش کند>> حدیثی است از پیامبر بزرگوارمون(صلی الله علیه و سلم)که همگی آن را شنیده ایم حکایت از اهمیت امر ازدواج در تکمیل دین داری و رسیدن به مقصد نهایی دارد.شهید مطهری می فرمایند(نقل به مضموم)<<هر گناه و لغزشی را با تقوا می توان مهار کرد اما نیاز جنسی را تنها ازدواج برطرف خواهد کرد>>
اما در جامعه ما سن ازدواج به چند سال رسیده است؟به طور میانگین برای پسران 28-29 سال و برای دختران 24-25.در حالی که 10 تا 15 سال قبل به بلوغ جنسی خود رسیده اند.آیا دین اسلام گفته است 10 تا 15 سال نخورید و نیاشامید؟!! آیا همینطور دستور داده است که در این مدت به سرکوب میل جنسی خود مشغول باشید تا اینکه ازدواج کنید؟!! مسلما خیر.همه آگاهیم دین اسلام زود ازدواج کردن را سفارش کرده است و محاسن و خوبی هایش را به مراتب گوشزد نموده است اما چرا این امر در جامعه به عینیت قابل توجهی نرسیده است؟بدیهی است،در وضع اسف بار کنونی که مشکلات کمر جوان ها را خم می کند نمی توان به ازدواج فکری کرد.از طرف دیگر تا پسر تحصیلاتش(در لیسانس یا بالاتر)را به اتمام نرساند و به خدمت سربازی نرود و همینطور پس از آن شغل و کاری برای خود دست و پا نکند به هر خانه ای برای امر خیر و خواستگاری قدم گذارد دست خالی بر خواهد گشت(مگر به ندرت و با شرایطی خاص که پسر دارا باشد!)فکر ازدواج برای پسران عمدتا از 28 سال به بالا در ذهن شان شکل خواهد گرفت.عوامل بسیاری در به تعویق انداختن ازدواج جوانان دخیل هستند که در اینجا جای بحث آن نیست. خوب اما جای ازدواج را چه چیزی می گیرد؟
امروزه در کشور خودمان که اسلامی است و مهد تشیع در جهان است به ندرت و به سختی فردی را می توان پیدا کرد که تا حالا تجربه دوستی با جنس مخالف خود نداشته باشد.از چند نفر از دختران آشنا و از بستگان پرسیده ام که چند درصد هم کلاسیهایشان در دبیرستان دوست پسر داشته و یا دارند؟فکر می کنید چه پاسخی شنیده ام؟بالغ بر 90 درصد.حالا ما مرتب از حجاب بگوییم و جلوی ماهواره را بگیریم و گشت ارشاد و پلیس در خیابان ها قرار دهیم تا دختران و پسران همراه هم را دستگیر کنند و در دانشگاه ها هم حراست این وظیفه خطیر(!) را انجام دهند و راه حل صحیح آن انجام نگیرد، وضع که بهبود نخواهد یافت روز به روز بدتر خواهد شد.به جرئت می توانم ادعا کنم که از دلایل اصلی مخافت بسیاری از جوانان و دانشجویان با نظام و حکومت ،همان کم بودن آزادی وعدم بستر لازم برای رفع نیاز جنسی آن ها است.بسیاری از آن ها بر باورند که نظام آن ها را در زمینه نادیده می گیرد و در تظاهرات 88 بسیاری ازجوانان در تهران و بعضی شهرهای دیگر از این قضیه مورد بحث، گله و شکایت داشتند،نه انتخابات و رای ومسائلی از این دست.
از طرفی بعد از 12 سال جدائی دختر و پسر محصل در مدارس، در دانشگاه این دو جنس برای اولین بار با همدیگر بدون دیوار و پرده روبه رو می شوند و در کنار هم خواهند نشست و.. واز طرفی حراست می گذارند تا مبادا این ها با هم دوست شوند!
از سویی شرایط ازدواج را برای همه تسهیل نمی کنند و از سوی دیگر نمی گذارند جوانان ما با جنس مخالف ارتباط داشته باشند(چه شرعی و یا غیر شرعی)
و اما اسلام که کامل ترین دین است چه راه حلی برای این مسئله پیشنهاد می کند؟
ازدواج موقت تنها چاره کار در وضع کنونی است.از حضرت امام صادق (علیع السلام)روایتی است نقل به مضموم که اگر عمر ازدواج موقت را در جامعه ممنوع نمی کرد هیچ کس به دنبال زنا نمی رفت مگر افراد بسیار پست.حالا در جامعه ما این امر مهم همانند جامعه و حکومت اموی نهی شده است و این عمل زشت شمرده می شود.از طریق وزارت علوم مصوبه صادر می شود که اساتید معارف در مورد صیغه مطلبی در کلاس بیان نکنند تا نکنه خدای نکرده عده کمی از این مسئله سوءاستفاده کنند! و به خطر عده قلیلی نفع کثیری منع می شود! رهاورد آن در جامعه این است که روز به روز شاهد بی اخلاقی های جنسی بسیاری در سطح ورزش،سینما،دانشگاه ها و مدارس هستیم.
این وضع بسیار شدید است باعث گردیده است سن بلوغ به پایین سوق داده شود.با ورود موبایل به دست بچه های دبستان و راهنمایی به راحتی می توان تصاویر و فیلم های غیر اخلاقی و مستهجن را در گوش هایشان پیدا کرد.و غیره.
این ها همه عینیات محدود بنده است و آمار ها بسیار وضع را وخیم تر نشان می دهند البته که به دلایلی بسیاری از آن ها گفته نمی شوند.
تنها با شیوع ازدواج موقت و خانه های عفاف می توان از بسیاری از این مشکلاتی و تهدیداتی که جامعه و دختران و پسران ما را تهدید می کند، کمرنگ نمود و یا از میان برداشت.و بدین گونه گامی در جهت دیندار نمودن جوانان ،با اجرای کاملتری از فرامین دین اسلام خواهیم برداشت.
والسلام
عاشقانه