پیروان شیطان

پس از ماجرا های اخیر در ایران و دنیا ، که منجر شد ماهیت جنبش های شرک آلود و آتش افروز که برای مسلمین کمابیش معلوم شده بود ، عینا آشکار شود ، مردم ایران پی به این راز سر به مهر بردند که گروهک موسوم به اصلاحات ، عملا جنبش فدائیان شیطان بودند که به خیال خود قصد براندازی اسلام را داشتند . قافل از اینکه کارگزاران خداوند بر روی زمین و آسمان ! نظاره گر فساد گری های این قوم بودند و تنها فرصتی به آنها داده شده تا جایگاه حقیقی خود را در دوزخ محکم تر کنند . اصولا این روش اولیای خدا بوده که به انسان های بی ارزش و احمق ، اجازه میدهند تا خود سرنوشت خود را تباه کنند . چرا که کسی که چشم خود را به روی حقیقت ببندن ، هیچ مسیری برای هدایت او باقی نمیماند .


در همین باره ، چندی پیش برگه ای پیدا کردم که اراجیفی چند از همین منافقین و مرتدین رو که الان تا حدودی شناس شده اند را نوشته بود . گفتم برای شما بزنم روی وبلاگ تا خاندان بنی امیه بیشتر شناخته شوند . البته در همین جا از شر شیطان به خداون پناه میبریم و از تمام این گفته های شوم ، برائت میجوییم .


گنجی : قرآن سخن خدا نیست

گنجی : اثبات اینکه قرآن سخن خداست ، ناممکن است . قرآن متنی است که بعدها به وسیله ی مسلمان ها ، از ترکیب چند گفتمان مختلف ساخته است . تا کنون حتی یک دلیل بر وجود موجود مقدس و معصومی با عمر بیش از 1200 سال (مهدی موعود ارواحنا له الفدا) اقامه نشده است و اساسا اقامه شدنی نیست .(بگو اگر میتوانید ، یک آیه مثل قرآن بیاورید ، و آنها قطعا نخواهند توانست ... ) // سایت انتخاب

محمد کاظم محمدی اصفهانی : خدا را هم میتوان فتنه گر نامید 

اصفهانی : مردم حق دارند همه ی مسئولین را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند ، حتی اگر آن مسئول ، پیامبر و امام معصوم باشد . بلکه به خود خدا هم میتوان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید . // ایران ،79/4/24

سروش : بعد از پیامبر ولایت خاتمه یافته است 

سروش : ولایت منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه میابد . او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود . ولایت پیامبر بعد از او به کس دیگری منتقل نشده است . (من کنت مولاه و هذا علی مولای ، یا ایها الذین امنوا ، اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم ) // ماهنامه کیهان ، بهمن 77

علیرضا علوی تبار : ما پیشرفت نمیکنیم چون خدا هنوز نمرده است 

علوی تبار : جامعه ی ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و میخواهد مدرن و صنعتی شود . اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است . بنا بر این ما چگونه میتوانیم به این وضعیت چیره شویم . (بله ، شما هیچ وقت پیشرفت نمیکنید ، چون خداوند تنها وجود حاضر است) // یالثارات ، 79/3/4

محمد مهدی فولادوند : عمر 950 ساله ی نوح دروغ است

فولادوند : عمر نوح پیامبر 60 الی 70 سال بوده است و 950 سال عمر خاندان نوح بوده است نه شخص نوح . واقعا بعید است یک شخص 950 سال عمر کند . (بعید نیست ، از حضرت عیسی (ع) و حضرت خضر (ع) بپرسید !) // صبح امروز ، 78/10/16

جهانبخش محبی نیا : موسیقی و رقص و س.ک.س باید شرعی شوند 

محبی : در بعد مسائل فرهنگی سه مشکل هست که حزویان باید آن را حل کنند . یکی موسیقی به نحوی که انسان هر وقت دلش خواست ضبط را روشن کند و یکی هم رقص و دیگری ماهواره به نحوی که در فیلم ، به زنان از زانو به بالا عریان هم بتوان نظر انداخت (در بعد مسائل فرهنگی !) // آفتاب امروز ، 78/7/3

محمد خاتمی : به قرآن نمیتوان استناد کرد 

خاتمی : این سخن سروش و مجتهد شبستری که وحی ، الهام بر پیامبر بوده و مهیت آن بر ما آشکار نیست و نمیتوان به آن استناد کرد درست است . در حال حاضر مطالب قرآن با برخی دریافت های بشری سازگار نیست . چرا که احکام آن متناسببا زندگی قبیله ای است و اگر بپذیریم احکام کتاب آسمانی مسلمانان قطعی و جاودانه است ، باید بگوییم زندگی مورد نظر اسلام زندگی قبیله ای است ! در زمان خاضربنا بر ادله ی ذکر شده ، قرآن کریم برای ما قابل استناد نیست . (وقتی با تقلب کسی رو بیارن سر کار ، از این بهتر هم نمیشه انتظار داشت . جالب اینجاست که ایشون خودش رو داخل دایره ی بشریت حساب میکنه و از دریافت های بشر حرف میزنه !) // کیهان 87/6/12

محمد خاتمی : آزادی مقدم بر دین است 

خاتمی : اگر دین در برابر آزادی قرار بگیرد ، این دین است که باید محدود شود نه آزادی ! (دین برای از بین بردن آزادی افرادی مثل شما که مفسده دارید آمده !) // دانشگاه تهران ، 87/3/2

آذر افرا : لقب پیامبر حاکی از غلبه ی فرهنگ جاهلی است 

آذر افرا : این که پیامبر را ابوالقاسم لقب داده اند نه ابوفاطمه حکی از غلب هی فرهنگ جاهلی مردسالاری است (یعنی درک این خانوم از درک اعراب جاهلیت 1400 سال پیش هم کمتره ؟!) // پیام هاجر ، 78/7/13

کدیور : امروز خدا در جامعه هیچ کاره است 

کدیور : یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است ، اما امروز عیسی که سهل است ، خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد ، نخواهند پذیرفت . امروز خدا در جامعه هیچ کاره است . (پس فکر کردید برای چی میخایم نسل شما رو از روی زمین برداریم ؟) // دانشگاه تهران ، سال 79 ، پژوهش های قرآنی

اصغرزاده : علیه خدا هم میتوان تظاهرات کرد 

اصغر زاده : اگر مجوز راهپیمایی به هرگروه بر اساس قانون داده شود ، اشکالی ندارد . حتی علیه خدا . (شما مجوزش رو جور کن ، آدماش رو من میارم ) // آفتاب امروز ، 78/6/2

محمد قوچانی : هیات های مذهبی ، منشا خشونت اند 

قوچانی : هیئت های مذهبی منشا خشونت اند و بیسجی ها اعضای تشکیل دهنده ی این هسته ها میباشند (اشداء علی الکفار رحماء بینکم ) // عصر آزادگان ، 79/1/20

غلامرضا سالار بهزادی : تفکر شیعه موجب انحطاط ایران است

بهزادی : تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است . ای کاش سوابق حاکمیت های مردمی صدر اسلام مورد توجه قرار میگرفت (حاکمیت های مردمی منظور 3 تا خلیفه است ؟ یا شاید حاکمیت زمان یزید که کربلا رو رقم زد ؟ ) // صبح امروز ، 78/8/23

کدیور : معصومین در فروع اسوه نیستند 

کدیور : معصومین (ع) فقط در کلیات و اصول اسوه اند ، نه در فروع و جزییات . (نه که شما خیلی در اصول پیروی از ائمه میکنی !) // ماهنامه ی کیهان ، بهمن 77

سروش : امروز سخنان حضرت فاطمه دیگر کاربرد ندارد 

سروش : ارزش های دینی دائما در تغیر اند ، اگر روزی فاطمه (س) میگفت بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند ، امروز کسی نمیتواند این را بپذیرد . اگر آن روز سعادت دختر این بود که در خانه ی پدر حیض نبیند ، ولی امروز این امر خلاف سعادت است و شوهر دادن دختر 9ساله خلاف ارزش است . این ها همه داد میزنند که این کلمات مقطعی و مخصوص جامعه ای خاص بوده است (لعنت خداوند بر تو و پدران تو . مظلوم تر از تین بانو گیر نیاوردی تا حتاکی کنی ؟ نفرین پیامبران و ملائک و خداوند بر تو و امثال تو ) // زنان ، دی ماه 78

عزت ا.. سحابی : معصومین هم در معرض انحراف اند 

سحابی : آدم ها . حتی معصومین (ع) خود به خود بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف اند (بله دارم میبینم ! ) // عصر آزادگان ، 78/10/16

مهاجرانی : غیرت دینی ویران کننده است 

مهاجرانی : نظریه ی غیرت دینی ، ویران کننده ی اندیشه و فرهنگ و تمدن است (مسلمین هم دقیقا قصد نابودی شما را دارند ) // آریا، 79/1/16

خاتمی : حجاب زن برای او مضر است 

خاتمی ، اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود ، قطعا مضر است ... مشکل این نیست که زنان چه گونه لباس بپوشند ، مشکل این است که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند (مشکل این است که تو برای این مملکت مفسده داری و به هر نحوی باید صدای تو را در گلو خفه کرد) // همبستگی ، 79/8/16

مهاجرانی : شعر مرگ بر آمریکا وحشیانه است 

مهاجرانی : سردادن شعاد مرگ و آتش کشیدن پرچم امریکا اعمالی زشت و وحشیانه است (نوبت شما ها هم میشه ، خیلی عجله نکنید) // کیهان ، 79/1/24

گنجی : خمینی متعلق به موزه ی تاریخ است 

گنجی : ما تلاش میکنیم خمینی را به گونه ای تفسیر کنیم که مخالف با دموکراسی نباشد ! خمینی دیگر وجود ندارد و آنچه وجود دارد فقط براشت های ما از سخنان اوست . اما او به هر حال یک روزی در موزه خواهد و هیچ کس نمیتواند جلوگیری کند ، این یک تکامل تاریخی است (دیدیم چه کسی به زباله دان تاریخ افتاد و چه کسی به اوج اقتدار و عزت رسید .) // کیهان ، 79/1/24

محمد جعفر هرندی : حذف صحنه های جنسی از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد 

هرندی : حذف صحنه های جنسی و مشروب خواری از فیلم های مستند هیچ مستند شرعی ندارد ! کجای فقه امده که گفتن و شنیدن این که پسری به دختری بگوید دوستت دارم ، حرام است ؟ (وقتی خاتمی آخوند باشه ، تو هم میشی حاکم شرع دیگه . نوسترآداموس هم پیامبرتون میشه !) // هفته نامه ی آبان ، 78/11/9

ترحیم کوهنورد شجاع: حمید کاظم زاده

ما امروز در مدرسه دور هم جمع شدیم تا یاد و خاطره ی کوهنورد شجاعی را زنده نگهداریم که به قول پدرش خیلی مردانه برای نجات دیگر دوستانش شتافته بود که متاسفانه خود دچار بهمن شد و دار فانی را وداع گفت. حضور نسبتا خوب دوره شونزدهی ها (مثل همیشه)تسلی بخش خانواده ی آن مرحوم شد.صلواتی نثار آن مرحوم به همراه فاتحه و اخلاص.

uploadpic.org - click to view full image

 

خلق تصاویر تبلیغاتی با استفده از تصاویر گیج کننده

یکی از مهمترین نکات در تبلیغات و ساخت آگهی ها، توجه مخاطب می باشدکه هرچه این توجه و دقت لحظه ای بیشتر باشد مسلما نتیجه بهتری برای کالا یا برند مورد نظر دارد. در اینجا طراحان از تصاویر هندسی برای جلب توجه استفاده نموده اند تصاویری که با خیره شدن به آنها احساس می کنید اینگونه تصاویر متحرک هستند و برای لحظاتی غرق این تصاویر می شوید.


ادامه نوشته

آقاي احمدی نژاد ، رنگ پرچم ايران تغيير کرد؟!

هرچند کپی پیست از تابناکه اما به هر حال عکس العمل جدی می طلبه...

اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی می گوید: « پرچم‏ رسمي‏ ايران‏ به‏ رنگهاي‏ سبز و سفيد و سرخ‏ با علامت‏ مخصوص‏ جمهوري‏ اسلامي‏ و شعار "الله‏ اكبر" است‏.» با این حال ، گویا برخی پرچم ایران را با رنگ های کنونی دوست ندارند ؛ این را می توان از دستکاری های مکرر در رنگ پرچم ایران آن هم در آیین های رسمی به وضوح دریافت.

اولین بار ، در مراسم تودیع و معارفه مدیران عامل قدیم و جدید ایرنا این اتفاق افتاد ؛ روز ششم بهمن ، وقتی این مراسم در عالی ترین سطح و با حضور رئیس جمهور و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد ، همگان با تعجب دیدند که در بنر پس زمینه جایگاه سخنرانی ، رنگ سبز پرچم ایران ناپدید شده و جای خود را به رنگ آبی داده است.


هر چند این موضوع ، قابل گذشت به نظر نمی رسید اما می شد آن را ناشی از خطای چاپ دانست و با چاشنی بی دقتی مسوولان برگزاری مراسم توجیه کرد و به موضوع دامن نزد.

چند روز بعد از این ماجرا ، رئیس جمهور در جمع اعضای ستاد برگزاری ستاد دهه فجر سخنرانی داشت؛ در بنر پشت سر او نیز این بار پرچم ایران نقش بسته بود اما در حالی که رنگ های سرخ و سفید آن ، کاملاً مشهود و متعارف بودند،رنگ سبز ، بی آن که لزومی داشته باشد ، به یک نوار باریک تبدیل شده بود که آن هم در ادامه پرچم و در فضای آبی رنگ پس زمینه محو  می شد.

اما کنفرانس مطبوعاتی رئیس جمهور با خبرنگاران داخلی و خارجی ، باز هم محلی برای آبی کردن سبز پرچم ایران بود ؛ آن هم در برابر دوربین های رسانه های جهان!

تصاویر منتشره از این کنفرانس حاکی از آن است که این بار نیز سبز پرچم ، جای خود را به رنگ کدری از آبی داده است.
به راستی آیا می توان این بار نیز موضوع را با اشکالاتی مانند تداخل رنگ ها در چاپ و بی دقتی و نظایر این ها توجیه کرد و مثلاً گفت که رنگ سبز چاپخانه طرف قرارداد ، تمام شده است؟!

درست است که رنگ سبز در ایام انتخابات و حوادث پس از آن ، به عنوان نماد یک جریان سیاسی مطرح شد ولی مطمئناً استفاده از یک رنگ توسط یک جریان ، آن رنگ را به انحصار آنها درنمی آورد و مشخصاً در موضوع حساسی مانند پرچم که نماد ملی یک کشور است ، نمی توان حاشیه های سیاسی و جناحی را وارد ماجرا کرد.

گذشته از این ها ، رنگ سبز در فرهنگ ایرانیان ، نمادی از اسلام و اهل بیت علیهم السلام است که ارزشی فراتر از سیاست بازی های متعارف دارد.

پرچم ایران با همه رنگ های زیبایش ، متعلق به همه ایرانیان است و تا همه ایرانیان تصمیم نگیرند ، کوچکترین تغییری در آن ، غیر ممکن است و البته خطایی نابخشودنی.

از ریاست محترم جمهور به عنوان کسی که برای پاسداشت قانون اساسی ، به قرآن مجید سوگند خورده است ، انتظار می رود نسبت به این موضوع که با تکرار شدنش حساسیت زا می شود ، واکنش نشان دهند و به افرادی که چنین رویکردی را دنبال می کنند ، هشدار دهند تا حرمت همنشینی تاریخی سبز و سفید و سرخ در پرچم پاک ایران نگه داشته شود.

::::::‌ خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر تراوا !! ::::::

با تئوري اسب و يابو كه نمي شود به جنگ جمهوري اسلامي رفت

موج سرخوردگي و شوك زدگي گسترده به خاطر راهپيمايي حماسي ملت ايران در 22بهمن، محافل ضدانقلاب را فرا گرفته است. اين سرخوردگي از آن جهت بي سابقه است كه عناصر ضدانقلاب در خانه هاي تيمي و شبكه هاي مجازي (شبكه عنكبوت) به توهم قدرت نمايي در 22بهمن دامن زده بودند.
اميرفرشاد ابراهيمي از متهمان فراري پرونده نوارسازان هم در وبلاگ خود نوشت: از ديشب تا حالا كه سايت ها و وبلاگ هاي مخالفان را مي خوانم يا با آنها حرف مي زنم، رگه اي از نااميدي را در آنها مي بينم. واقعا مگر انتظار داشتند چه اتفاقي در 22بهمن بيفتد؟ متاسفانه اين جريان متوهم كه خيال مي كرد 22بهمن كار نظام تمام است، اون قدر جنبش را قدرتمند و قوي نشان دادند كه ظاهرا بيماري اش خيلي از سبزها را گرفت و طبيعي است كه شب 22بهمن وقتي مي بينند شب شد و خبري از آن پيروزي نبود، حاصلش مي شود همين دلسردي كه مي بينيم. موسوي گفته بود با هويت مشخص در راهپيمايي شركت كنيم اونوقت يكي اسب تروا را علم كرد و يكي ديگر يابوي فلان و اون يكي هم اشغال صداوسيما را.
اما سايت ضدانقلابي «خودنويس» مشكل را به وجود ديكتاتوري در ميان محافل ضدانقلاب ربط داد و نوشت: آنها انتقادپذير نيستند. مثلا كافي است بخواهيد به يكي از سبزها بگوييد كه پس سبزها روز 22بهمن كجا بودند؟ تعداد تجمع كنندگان ميدان صادقيه كه منتظر شيخ شجاع كروبي بودند، چند نفر بود كه به راحتي منكوب شدند؟ اينجاست كه موجي از تهمت و ناسزا روانه تان مي گردد كه مگو و مپرس. خيلي ها ديواري كوتاهتر از ابراهيم نبوي پيدا نكرده اند و تاكتيك اسب ترواي وي را مي كوبند يكي نيست به اين حضرات بگويد كه اين چه حضور «تروايي» بود كه بين هر چند نفر سبز چند نفر اطلاعاتي و امنيتي و بسيجي و چه و چه ايستاده بوده تا ايشان قدرت تكان خوردن هم نداشته باشند ميدان آزادي ظرفيت صد و پنجاه تا دويست هزار نفر را دارد. حتي اگر ده درصد از آن سه ميليون]!؟[ جمعيت بيست و پنجم خرداد نيز در ميدان يا در اطراف ميدان حضور پيدا مي كردند قابل سركوب يا اغماض نمي بودند. منتهي از بيم الطاف مبارزان، چه كسي سوداي چنين كفرگويي ها دارد.



خر تروا ............................................................................

گفت: اسب «تروا» چیست که بهاءالله مهاجرانی و دار و دسته اش طرح آن را برای 22 بهمن داده بودند؟ و حالا باعث دعوا و درگیری میان خودشان شده است؟
گفتم: یک اسب چوبی است که یونانی ها درون آن جای گرفته و از این طریق وارد قلعه حریف شده و سپس از شکم اسب چوبی بیرون آمده و به حریف حمله کرده بودند.
گفت: یعنی طرح مهاجرانی این بود که اراذل و اوباش اجاره ای بی سر و صدا وارد میدان آزادی شوند و بعد دست به هیاهو بزنند؟ پس چرا روز 22 بهمن از اسب تروا خبری نبود؟
گفتم: برای این که مهاجرانی به آنها کلک زده و به جای اسب تروا، اراذل و اوباش را وارد شکم خر «تروا» کرده بود!
گفت: خب! این که دعوا نداره! «تروا»، ترواست چه اسب باشه چه خر؟!
گفتم: آخه، خر تروا همان خری است که مهاجرانی می گفت شیرش را خورده و سیاستمدار شده!
گفت: خب! مهاجرانی پارتی بازی کرده، چرا با محسن کدیور چپ افتاده اند؟!
گفتم: آخه بعداً کاشف به عمل آمد که «مغز» همان خر را هم کدیور خورده بود.
گفت: حالا حرف حساب سروش و عبدالعلی بازرگان و اکبر پونز چیست؟!
گفتم: عصبانی هستند که از آن حیوان درازگوش فقط دل و روده اش نصیب آنها شده است!

   

فراماسونری،ميترائيسم وشيطان پرستی___(7)

بعد از یک وقفه بسیار ظولانی باز هم سلام،

خب تا اینجا گفته بودم که این ملت تونستن در زمان لوئی شانزدهم در حوالی سال 1780 میلادی با استفاده از نارضایتی عمومی از این لوئی عزیز و شعار های مردم فریبشون یک انقلابی در این فرانسه ... بپا کنند به نام انقلاب کبیر فرانسه....

و اما ادامه:

ادامه در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

حج/دکتر شریعتی/ق(10)

تمامی حج،به خاطره ی هاجر پیوسته است،

و هجرت ،بزرگترین عمل،بزرگترین حکم، از نام هاجر مشتق است،

و مهاجر ،بزرگترین انسان خدایی،انسان هاجر وار است.

المهاجر،من صارکهاجر!!

مهاجر،انسانی است هاجر وار!

پس:هجرت؟

کاری هاجر وار! و در اسلام ،رفتن از وحشیگری به تمدن ! و این سیر،یعنی آمدن از کفر به اسلام چه ،تعرٌب بعد الهجرة در زبان بشر ،یعنی توحش بعد از تمدن ،و در زبان اسلام ، یعنی بازگشتن به کفر پس از ایمان!پس کفر یعنی توحش ، و دین یعنی تمدن !

و هجر یک لغت حبشی  ـ زبان هاجر ـ به معنی شهر،مدینه،و هاجر ،یک برده ی سیاه حبشی ،زنی افریقایی ،مظهر انسان وحشی ،در این جا، ریشه ی مدنیت !انسان هاجر وار،یعنی انسان متمدن !و حرکتی هاجر وار ،یعنی حرکت انسان به سوی مدنیت!

و اکنون ،در حرکت انسان برگرد خدا نیز،باز هم:هاجر !و مطاف تو ،ای مهاجر که آهنگ خدا کرده ای ،کعبه ی خدا است و دامان هاجر !

چه می بینم ؟

در فهمیدن ما نمی گنجد !

احساس انسان عصر آزادی و اومانیسم ، تاب کشیدن این معنی را ندارد ! خدا ، در خانه ی یک کنیز سیاه افریقایی.

ادامه نوشته

در غربت...

ای حرمت ملجا درماندگان       دور مران از در و راهم بده!

(عکس رو حتما ذخیره کنید!)

____________________ ::: موسوی با چادر گل گلی!! :::

ساعت حدود 11 ، ابتدای سخنرانی محمود احمدی نژاد در میدان آزادی . میرحسین موسوی که 8 ماه از فتنه ها و ضربه هایی که به نظام اسلامی وارد کرده است می گذرد به همراه اطرافیان و تیم حفاظتش بعد از مدتها هوس حضور بین مردم کرده و طبق وعده قبلي كه از شبكه هاي ماهواره اي  به هوادارانش اعلام كرده بود در تقاطع خيابان نواب و آزادي حضور پيدا مي كند .
 
به گزارش صراط لحظاتی پس از رویت او توسط مردم انقلابی تهران موجی از نفرت به وی نمایان شده و حاضرین در خیابان یکصدا به سر دادن شعار علیه سردسته ی آشوبهای خیابانی ماههای گذشته اقدام می کنند .
 
"مرگ بر منافق" "دیکتاتور مخملی حیا کن، مملکتو رها کن" "عامل آمریکایی اعدام باید گردد" "موسوی درغگو " "مرگ بر مير يزيد موسوي" از جمله شعارهایی بود که نثار مردی! شد که خود را زمانی در بین تهرانی ها محبوب می دید .
 
تيم حفاظت موسوی که از اوضاع بوجود آمده نگران بودند ناگهان با هجوم مردم به سمت اين چهره منفور وارد خيابان رودكي می شوند و سپس با سرعت وارد كوچه بن بستي به نام  معصومي شده و موسوي را به سمت منزل يكي از ساكنين هدايت مي كنند .
                              
 
بنا بر شنيده هاي موثق خبرنگار صراط پس از 3 ساعت نگهداري ميرحسين در منزل و با توجه به تجمع مردم و احتمال هرگونه اتفاق براي موسوي تيم حفاظت وي پس از مشورت با  يكي از فرماندهان بسيج تصميم مي گيرند تا به صورت پوششي و نا محسوس، چادر بر سر اين مرد(!) متوهم مجرم كرده و با اين ترفند او را از اين مهلكه نجات دهند .
 
حدود ساعت 14 تیم حفاظت موسوی با احتیاط کامل و رعایت مسائل امنیتی با پوششی پارچه ای! میر حسین را از محدوده خارج مي كنند و همچنان اين مرد(!) 68 ساله صحيح و سالم است .
  
                                    فرودگاه تبریز محاصره شد تا موسوی نیاید!
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، میرحسین موسوی قرار بود ساعت 21:30 پنج‌شنبه شب با پرواز شماره 5206 شرکت هواپیمایی آتا به تبریز سفر کند اما اعتراضات گسترده مردم این شهر وی را مجبور به لغو این سفر کرد.
مردم انقلابی و خداجوی تبریز که بعدازظهر امروز در جریان سفر میرحسین موسوی به این شهر قرار گرفتند از نخستین ساعات عصر پنج‌شنبه 22 بهمن از نقاط مختلف شهر خود را به فرودگاه بین‌المللی تبریز رسانده و درهای خروجی آن و مبادی ورودی شهر را مسدود کردند.
میرحسین موسوی با اطلاع از اعتراضات و محاصره فرودگاه این شهر توسط مردم، مجبور به لغو سفر خود شد و مسئولان فرودگاه نیز با اعلام این موضوع از مردم خواستند که منطقه را ترک کنند.
براساس این گزارش، مردم تبریز که در اعتراض به سفر موسوی به این شهر در محل فرودگاه گرد آمده بودند، با شنیدن خبر لغو سفر وی، به تدریج فرودگاه این شهر را ترک کردند، اما برخی از آنها همچنان به صورت پراکنده در مبادی ورودی شهر حضور دارند.
مخالفت مردم تبریز نسبت به سفر موسوی به این شهر که پیش از این ادعا شده بود نامبرده جایگاه ویژه در بین مردم این شهر دارد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فقط تصویر!

 

 

ادامه نوشته

________ ::: موسوي با چادر (!!) از محل راهپيمايي گريخت:::

(!!!!!!!!!!!!!!!)

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ميرحسين موسوي ساعت 11 امروز به قصد شركت در راهپيمايي 22 بهمن از خيابان رودكي عازم راهپيمايي بود كه پس از مشاهده حضور ميليوني مردم به سمت يكي از كوچه‌هاي اين خيابان به نام بن‌بست مصطفي رفته و در يکي از کوچه هاي اين خيابان متواري و پنهان شد.
برپايه اين گزارش وي تا ساعت دو و نيم بعد از ظهر امروز خود را در اين منزل پنهان كرد. تيم حفاظتي وي پس از مشاهده خلوتي خيابان‌ها و عدم حضور مردم او را تحت مراقبت شديد با پوشش پارچه اي از كوچه خارج كرده و سوار برخودروها به سرعت منطقه را ترك كردند.

می دونم دیر شده ولی خال از لطف نیست

با سلام خدمت تمامی بچه های گل

آقا!

دروز یعنی ۲۲ بهمن روز ولادت آقا سعید محقق بود.علی الظاهر تعداد اندکی از دوستان این روز بزرگ رو یادشون بود و تعداد کمتری تونستند که با آقا سعید به هر نحوی که شده تماس برقرار کنند و بهش تبریک بگند

قبل از هر چیزی من به شخصه از طرف خودم از داداش سعید خودم معذرت خواهی می کنم

الانم هنوز فعلاً که زیاد دیر نشده بهش تبریک میگم وامید وارم که از دست ماها ناراحت نباشه

سعید آقا خیلی مخلصیم

احمدي‌نژاد در بي سابقه ترين راهپيمايي مردم تهران:

اولين محموله سوخت 20 در صد توليد و در اختيار دانشمندان قرار گرفت

خبرگزاري فارس: رئيس جمهور گفت: اولين محموله سوخت20 در صد توليد و در اختيار دانشمندان قرار گرفت.

واقعا خبر مهمی بود واقعا! دستشون دردنکنه

دعوت به حضور در راهپیمایی+مناظره کتبی بنده با یکی از نظر دهندگان در وبلاگ

الیوم یئس الذین کفروا

سخن از خود را باید خلاصه کنم و فقط به نکات خویش از جهت مقدمه صحبت های امام عزیز بسنده می کنم: امسال به علت تلاش عده ای ضد اسلام _فریب خورده یا مغرض_ برای تضعیف نظام و تفرقه بین آحاد ملت فریضه ی حضور در راهپیمایی بسیار مورد توجه دشمنان است و نباید به بهانه های واهی از حضور در این صحنه عظیم دست کشید و ما هر کدام مان باید به عنوان یک جوان مسلمان و مومن وظیفه ی خود را به خوبی انجام بدهیم. چرا که همه معتقد به تقویت نظام هستیم لکن ممکن است انتقاداتی جزئی هم داشته باشیم.

از همین تریبون هم از دوستانی که قصد حضور در راهپیمایی را ندارند خواهش می کنم دلائل خودشان را اعلام کنند.

امام دلها...

تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرالها بيفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقين اسلام اين مردم بى‏پناه را از بين ببرند، تا من هستم از اصول نه شرقى و نه غربى عدول نخواهم كرد، تا من هستم دست ايادى امريكا و شوروى را در تمام زمينه‏ها كوتاه مى‏كنم و اطمينان كامل دارم كه تمامى مردم در اصول همچون گذشته پشتيبان نظام و انقلاب اسلامى خود هستند كه علاوه بر دهها و صدها صحنه اعلام حضور و آمادگى خود امسال نيز در راهپيمايى 22 بهمن حقيقت آمادگى كامل خويش را به جهانيان نشان دادند و واقعاً دشمنان انقلاب را شگفت زده كردند كه تا كجا حاضر به فداكارى‏اند. من در اينجا خود را شرمنده و كوچكتر از آن مى‏دانم كه زبان به وصف و تقدير از آنان بگشايم. خداوند پاداش عظيم اين همه اخلاص و رشد و بندگى را خواهد داد ولى به آنان كه ناآگاهانه مردم شريف و عزيز ما را متهم به رويگردانى از اصول و انقلاب و روحانيت مى‏كنند سفارش و نصيحت مى‏كنم كه در گفتار و كلمات و نوشته‏ها با دقت و مطالعه عمل كنند و برداشتها و تصورات نابجاى خود را به حساب انقلاب و مردم نگذارند. (صحیفه امام ج21-ص286) 

بارالها، امروز اسلام گرفتار منافقانى جنايتكارتر از «نهروانى» هاست كه با نام اسلام، آن را مى‏كوبند و با دشمنان اسلام به اسم اسلام و در حقيقت براى چپاول اموال ملتهاى مظلوم و محروم و دربند كشيدن آزادگان ملتها سازش مى‏كنند.

خداوندا، اين دولتمردان نادان، بار ذلت اسرائيل را به دوش مى‏كشند كه چند روزى بر ملتهاى مسلمان حكومت كنند.

خداوندا، اين حكومتهاى نادان با داشتن همه امكانات براى پيروزى بر ابرقدرتها، به جنايات امريكا و اسرائيل صحه مى‏گذارند، و براى تحكيم پايه‏هاى كفر شب و روز خود را نمى‏فهمند. بارالها، اين خلق مسلمان و مظلوم را از چنگال آنان نجات ده. اما اكنون چه‏بايد كرد؟ آيا راهپيمايى و فريادها و بيقراريها از دست دشمنان اسلام و مستضعفان جهان كافى است؟ يا آنكه اين وسيله است، نه هدف. گرچه دولتهاى منطقه و عمال استعمارگران و ستم‏پيشگان همين فريادها را نيز تحمل نمى‏كنند((صحيفه امام، ج‏16، ص: 380)


در مطلبی که توسط ممد حسن با عنوان"دستور جديد موسوي به سبزها: پروژه محاربه سبز تمام شد، دوباره منافق شويد!! " یکی از کسانی که خود را ...(ناشناس) معرفی کرد و احتمالا در جای دیگری در وبلاگ با نام اکبرگنجی به سخن پراکنی پرداخته بود در خواست پاسخ به سوالات خویش را مطر ح کرده بود. که سوالاتی جنجالی نیز بودند. حدود سه روز پیش این جوابها را آماده کرده بودم و امروز موفق به تایپ شدم گرچه پاسخ دیگر دوستان هم محترم است اما برای دیدن اصل نظر ایشان و پاسخ بنده به ادامه مطلب رجوع کنید!

ادامه نوشته

پیام تسلیت

با سلام

دوست عزیز آقا جواد خودکار :

بدين وسيله مصيبت از دست دادن پدر بزرگ گرامیتان را تسليت عرض نموده و از خداوند متعال براي شما و خانواده محترم صبر جميل مسئلت داريم.

از طرف همه ی دوره 16ی ها

چند یادآوری!

ویکیپدیا : اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایل بسیاری را برای این مدعا که « قرآن یک کلام بشریست » مطرح می‌کند، توسط آیت الله مکارم شیرازی مرتد و ناپاک اعلام شد [۳] اکبر گنجی در آن مقالات از معتقدان به این سخن که « قرآن کلام خداست » می‌خواهد تنها یک دلیل برای صدق این مدعای خود بیاورند. گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست » حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده‌اند . وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده‌است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام داوزدهم شیعیان (امام زمان) وجود خارجی نداشته‌است: « دوازدهمین امام شیعیان (مهدی) وجود خارجی ندارد، امام غایب، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است.

برگرفته از مقاله قرآن محمدی: اگر قائلان به سخن پیامبر بودن قرآن بتوانند به کلیه شبهات تاریخی وثاقت متن پاسخ گویند، کار آنان تمام است و مدعای آنان تثبیت خواهد شد. اما اگر قائلان به کلام الله بودن قرآن بتوانند به کلیه شبهات وثاقت تاریخی متن پاسخ گویند، تازه اثبات کرده اند که تمام قرآن سخن پیامبر گرامی اسلام است، ولی اثبات کلام الله بودن قرآن نیازمند ادله جداگانه است. به نظر [مؤلف؟] "قرآن محمدی"، اثبات سخن خدا بودن قرآن ناممکن است. "

   روشنفکری فقیهانه : "تمام ادعاي پيامبر اسلام اين است که جبرئيل کلام خدا را به اطلاع او رسانده است. حتي اگر اثبات وجود خدا امکان پذير باشد، اثبات سخن گفتن خدا با يک شخص محال ‏است".

 استفتا از حضرت آیت الله مکارم شیرازی :

خدمت آیت الله ناصر مکارم شیرازی دامت برکاته با سلام و احترام

 چند سوال از محضر مبارک جنابعالی داشتم:
 فقهها مسلمانی را که یکی از اصول مورد قبول مسلمانان را انکار کند کافر دانسته و حتی امام خمینی چنین افرادی در تحریرالوسیله جزئ نجاسات می دانند .

 
    با توجه به اظهارات آقای گنجی مبنی بر زمینی بودن قرآن مجید که از آن بجای وحی آلهی با عنوان قرآن محمدی یعنی اینکه کتاب خدا حاصل افکار رسول خدا بوده و وحی در کار نبوده ، وجود حضرت مهدی(ع) را رد کرده و بوجود آمدن چنین اعتقادی بین شیعیان را حاصل دعواهای ارثی بعد از یازدهمین امام، بخاطر نبود فرزند ذکور این حضرت پنداشته و زنده بودن یک فرد بعد از 1400 سال را غیر معقول اعلام کرده وبصراحت به به یازدهمین امام شیعیان اهانت کرده و نسبت قاتل به ایشان داده است .
 
     با توجه به این ادعاها وتوهین به ائمه (ع) و نشر آن در سطح وسیع جامعه اسلامی آیا می توان آقای گنجی را مسلمان دانست و اینکه وی در زمره کفار و مرتدین می باشد؟ و اگر چنین مسئله باشد آیا بنا به نظر فقها و نظرمبارک جنابعالی چنین شخصی نجس هم می باشد؟
 ......
    با آرزوی طول عمر پربرکت برای جنابعالی در دفاع از ساحت مبارک اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اراتمند شما  
بسم الله الرحمن الرحيم

:: با اهداء سلام و تحيت؛

جواب :  1ـ هرگاه ثابت شود کسی این گونه سخنان را گفته است به یقین مرتد است و از نظر علمای اسلام پاک نمی باشد.
2ـ البته نباید این گونه سخنان کفر آمیز زا نشر داد و نشر آن مسئولیت آفرین است مگر این که قبلا به وسیله خود آن گویندگان منتشر شده باشد و خبرگزاری بخواهد توجه به تهیه جواب آن بدهد.
3ـ ما جواب شبهاتی مانند شبهه فرد مزبور درباره امام زمان(ع) را در کتاب حکومت جهانی مهدی(ع) داده ایم ولی بدانید این افراد از طرز سخنانشان پیداست که مغرض هستند و پاسخ به درد آنها نمی خورد.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته              

دفتر آيت الله العظمی مکارم شيرازی; / بخش استفتاءات

 

پیام تسلیت

انا لله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم حمید کاظم زاده از دوستان دوره ۱۵ دبیرستان و دانشجوی مهندسی معدن دانشکده فنی پنجشنبه گذشته در حادثه بهمن در حین کوهنوردی به رحمت ایزدی پیوست.

این مصیبت را به خانواده ایشان و همه دوستان دوره ۱۵ و سایر بستگان ایشان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم از جانب خداوند متعال طلب رحمت و مغفرت داریم. روحش شاد و یادش گرامی.

کانون بچه های دوره ۱۶ دبیرستان امام صادق(ع)

ضمنا فردا صبح از مقابل منزل آن مرحوم واقع در پاسداران٬مقابل برج سفید٬خ گیلان از ساعت ۹:۳۰ صبح مجلس ختم برقرار و سپس تشییع پیکر ایشان به سمت بهشت زهرا می باشد. همچنین از ساعت ۱۰:۳۰ از مقابل دانشکده فنی(دانشکده معدن-امیرآباد شمالی) به سمت بهشت زهرا سرویس ایاب و ذهاب مهیاست.

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!(قسمت آخر)

فراز فراز و بند بند سخنان حکیمانه ی امام خمینی (ره) مانند نزول آیه های شریفه ی قرآن مصداقی امروزی دارد و روشنگر راه ماست اگر مدعی راه امام و انقلاب هستیم به جای دستور و امر به رهبر معظم انقلاب اسلامی باید به فرمان های او گوش فرا دهیم که فرمود : «خمینی یک حقیقت همیشه زنده است» .و اما حسن ختام راهکار امام برای پایان فتنه ها و مقابله با سران آنهاست(سخنرانى در جمع مردم ،تأسيس حزب مستضعفين و هشدار به گروهكها،زمان: 26 مرداد 1358/ 23 رمضان 1399)

« و اما اشتباهى كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابى عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاى فاسد، و دولت انقلابى و ارتش انقلابى و پاسداران انقلابى، هيچ يك از اينها عمل انقلابى نكردند و انقلابى نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين‏سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابى عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم، و رؤساى آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزبهاى فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم، و رؤساى آنها را به سزاى خودشان رسانده بوديم، و چوبه‏هاى دار را در ميدانهاى بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمتها پيش نمى‏آمد. من از پيشگاه خداى متعال و از پيشگاه ملت عزيز، عذر مى‏خواهم، خطاى خودمان را عذر مى‏خواهم. ما مردم انقلابى نبوديم، دولت ما انقلابى نيست، ارتش ما انقلابى نيست، ژاندارمرى ما انقلابى نيست، شهربانى ما انقلابى نيست، پاسداران ما هم انقلابى نيستند؛ من هم انقلابى نيستم. اگر ما انقلابى بوديم، اجازه نمى‏داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مى‏كرديم. تمام جبهه‏ها را ممنوع اعلام مى‏كرديم. يك حزب، و آن «حزب اللَّه»، حزب مستضعفين.

و من توبه مى‏كنم از اين اشتباهى كه كردم، و من اعلام مى‏كنم به اين قشرهاى فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاى خودشان ننشينند، ما به طور انقلابى با آنها عمل مى‏كنيم. مولاى ما، امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- آن مرد نمونه عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، آنكه در عبادت آن طور بود و در زهد و تقوا آن طور و در رَحم و مروت آن طور و با مستضعفين آن طور بود، با مستكبرين و با كسانى كه توطئه مى‏كنند شمشير را [مى‏كشيد و] مى‏كشت. هفتصد نفر را در يك روز- چنانچه نقل مى‏كنند- از يهود بنى قُرَيْظَه- كه نظير اسرائيل بود و اينها از نسل آنها شايد باشند- از دم شمشير گذراند! خداى تبارك و تعالى در موضع عفو و رحمتْ رحيم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمين هم اين طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمى‏ترسيم از اينكه در روزنامه‏هاى سابق، در روزنامه‏هاى خارج از ايران، براى ما چيزى بنويسند. ما نمى‏خواهيم وجاهت در ايران، در ...، در خارج كشور پيدا بكنيم. ما مى‏خواهيم به امر خدا عمل كنيم، و خواهيم كرد... دولت با شدت رفتار كند، ژاندارمرى با شدت رفتار كند؛ ارتش با شدت رفتار كند. اگر با شدت رفتار نكنند، ما با آنها با شدت رفتار مى‏كنيم. ما با خود همينها، با خود همينها كه مسامحه بكنند، اگر مسامحه بكنند، با شدت رفتار مى‏كنيم. مسامحه حدودى دارد، جلب وجاهت حدودى دارد. مصالح مسلمين را نمى‏گذارند به اين امور از بين برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتى كه بر ضد مسير ملت است و توطئه‏گر است تمام را توقيف كند، و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و محاكمه كند. موظف است كسانى كه توطئه مى‏كنند و اسم «حزب» روى خودشان مى‏گذارند، رؤساى آنها را بخواهد و آنها را محاكمه كند.»

__________ دعوا بر سر جيره آمريكا !!

دور تازه اي از نزاع ميان گروهك هاي ضد انقلاب بر سر دريافت پول هاي اعطايي از سوي دولت هاي استعماري غرب در جريان است. يك عضو گروهك موسوم به اتحاد جمهوري خواهان از نهادهاي آمريكايي خواست پول هاي اعطايي خود را به كساني چون مهاجراني و سازگارا و گنجي ندهند چون آنها پول ها را هدر مي دهند !!!
مهدي فرخي در گفت وگو با سايت اينسايد ايران به انتقاد شديد از ديگر مواجب بگيران سازمان سيا نظير مهاجراني و سازگارا و گنجي پرداخت و گفت: اينها مدعي ليدري جريان سبز هستند و اين در حالي است كه جريان سبز بعد از انتخابات توسط ما شكل گرفته و هدايت شدند لذا مهاجراني و سازگارا بعد از مشاهده اين جريان به موج سواري پرداختند و خود را ليدر معرفي كردند.
اين عضو گروهك اتحاد جمهوري خواهان افزود: من به تمام نهادهاي دموكراسي خواه آمريكا و اروپا توصيه مي كنم پول خود را خرج اين آقايان نكرده و به هدر ندهند چرا كه آنها فقط به قصد عقده گشايي وارد عرصه شده اند.
گفتني است به تازگي نزاع هاي مشابهي ميان دو سايت جرس و بالاترين در جريان است. به تازگي عليرضا نوري زاده مستخدم سازمان سيا و موساد اعتراض مشابهي را نسبت به زرنگ بازي هاي مهاجراني و دريافت امتيازهاي ويژه در لندن مطرح كرده بود.


حالا خبری دیگر ! ....

يك آشوبگر فراري عضو فراكسيون مشاركت در مجلس ششم از نفاق ميرحسين موسوي بر سر قانون اساسي خبر داد و تاكيد كرد بايد ملاحظات داخلي را در اين باره درنظر گرفت.
فاطمه حقيقت جو در گفت وگو با راديو فردا هرچند مدعي شد قانون اساسي در دلش استبداد و ديكتاتوري پرورش مي دهد و بايد تغيير كند، درباره تظاهر موسوي به تبعيت از قانون اساسي گفت: آقاي موسوي شرايط داخل كشور را به خوبي درك مي كنند. اگر يك موضوعي ممكن است شكنندگي در درون جنبش ايجاد كند، به نظر من به شدت بايد از آن پرهيز كنيم، گرچه ممكن است بخشي از ما نظرمان اين باشد كه قانون اساسي فعلي اصولا در دلش استبداد و ديكتاتوري را پرورش مي دهد و معتقد باشيم كه قانون اساسي به همين دليل بايد تغيير كند اما چون ما داريم يك كار جمعي انجام مي دهيم و پيشبرد جنبش بسيار اهميت دارد، فكر مي كنم كه بايد ملاحظات داخلي را درنظر بگيريم و طبق نظر آن عمل كنيم تا جنبش به خوبي پيش برود. گرچه در همين بيانيه، آقاي موسوي به خوبي بيان كرده اند كه اگر لازم باشد، بايد قانون اساسي هم تغيير پيدا كند. بنابراين بايد از چيزهايي كه زمينه آسيب و شكاف در جنبش را فراهم مي كند، پرهيز كنيم و همه با هم روي يك حداقل هايي به تفاهم برسيم و روي آن عمل كنيم.
موسوي اخيرا در مصاحبه با سايت كلمه در كنار تظاهر به تبعيت از قانون اساسي- و در راستاي به دست آوردن دل ضد انقلاب- تصريح كرده بود قانون اساسي وحي منزل نيست و مي توان آن را تغيير داد. ...
علت معارضه ائتلاف گروهك هاي ضدانقلاب و جريان نفاق جديد با قانون اساسي اين است كه اين قانون به عنوان ميثاق ملي، راه بازگشت استعمار و ديكتاتوري به كشور را سد كرده است.
ذكر اين نكته نيز شايسته است كه حقيقت جو از طريق حضور در برخي اغتشاشات سال هاي آغازين دولت خاتمي، توانست خود را در ميان حلقه قدرت مشاركتي ها وارد كند و به عنوان عضو فهرست مشاركت وارد مجلس ششم شود. نامبرده، پس از حضور در برخي تحركات افراطيون توانست اعتماد محافل آمريكايي را جلب كند و به همراه همسر خود از آمريكا پناهندگي بگيرد. بسياري از عناصر اهل زد و بند، از ژست مخالفت با جمهوري اسلامي به عنوان ابزاري براي مواجب بگيري يا دريافت اقامت از برخي كشورهاي استعماري استفاده مي كنند. در عين حال ادامه مواجب و اقامت اين قبيل افراد، منوط به ادامه مزدوري و خيانت به كشور و ملت خواهد بود حقيقت جو در مجلس ششم از جمله افراطيوني بود كه از تسليم طلبي در برابر آمريكا و تعطيلي برنامه هسته اي جانبداري مي كرد.(!!)

حج/ دکتر شریعتی/ق(9)

هرچه را رمزی از وجود او ـ بی سویی مطلق ـ بگیری ، ناچار ، جهتی میگیرد و رمز خدا نیست. چگونه می توان بی جهتی را در زمین ، نشان داد ؟

تنها بدین گونه که : تمامی جهات متناقص را باهم جمع کرد ، تا هر جهتی ، جهت نقیض خود را نفی کند ، و آن گاه ، ذهن ، از آن به بی جهتی پی برد .

تمامی جهات چندتاست؟

شش تا ،وتنها شکلی که این هر شش جهت را در خود جمع دارد ، چیست؟

مکعب !

و مکعب ،یعنی همه ی جهات،

و همه ی جهات یعنی بی جهتی !

و رمز عینی آن : کعبه !

اینما تولوا، فثم وجه اللّه(سوره ی بقره ، آیه ۱۱۵)

(وبه هر سو که رو کنی ، اینک روی او، سوی او )!

و این است که در درون کعبه ، به هر جهتی نامز بری ، رو به او نماز برده ای ، و در بیرون کعبه ،به هرسمتی رو کنی ، رو به او داری ، به هر شکلی ـ جز کعبه ـ یا رو به غرب ،یا به زمین مایل است ، و یا به آسمان .

و کعبه ، رو به همه ، رو به هیچ ، همه جا ، و هیچ جا .

همه سویی یا بی سویی ، خدا!

رمز آن: کعبه !

اما...

ادامه نوشته

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!(5)

ادامه سخنان امام:

در اين روزها ممكن است بسيارى از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند. هر چند اين مسأله به خودى خود يك ارزش بسيار زيباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست. چه بسا آنهايى كه تا ديروز در برابر اين نظام جبهه‏گيرى كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهورى اسلامى ايران از صلح و صلح طلبى به ظاهر دم مى‏زدند، امروز نيز با همان هدف سخنان فريبنده ديگرى را مطرح نمايند؛ و جيره‏خواران استكبار، همانها كه تا ديروز در زير نقاب دروغين صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند. و مليگراهاى بى‏فرهنگ براى از بين بردن خون شهداى عزيز و نابودى عزت و افتخار مردم، تبليغات مسموم خويش را آغاز نمايند. كه ان شاء اللَّه ملت عزيز ما با بصيرت و هوشيارى جواب همه فتنه‏ها را خواهد داد.

من باز مى‏گويم كه قبول اين مسأله براى من از زهر كشنده‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدايم و براى رضايت او اين جرعه را نوشيدم. و نكته‏اى كه تذكر آن لازم است اين است كه در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين كشور ايران به اتكاى خود تصميم گرفته‏اند. و كسى و كشورى در اين امر مداخله نداشته است.

مردم عزيز و شريف ايران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش مى‏دانم. و شما مى‏دانيد كه من به شما عشق مى‏ورزم؛ و شما را مى‏شناسم؛ شما هم مرا مى‏شناسيد. در شرايط كنونى آنچه موجب امر شد تكليف الهى‏ام بود. شما مى‏دانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم... من به صراحت مى‏گويم مليگراها اگر بودند، به راحتى در مشكلات و سختيها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز مى‏كردند؛ و براى اينكه خود را از فشارهاى روزمره سياسى برهانند، همه كاسه‏هاى صبر و مقاومت را يكجا مى‏شكستند و به همه ميثاقها و تعهدات ملى و ميهنى ادعايى خود پشت پا مى‏زدند. كسى تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمى‏دانيم. ولى هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند! البته ما مطمئنيم كه در همين شرايط نيز آنها كه با روحانيت اصيل كينه ديرينه دارند و عقده‏ها و حسادتهاى خود را نمى‏توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گيرند. ولى در هر حال آن چيزى كه در سرنوشت روحانيت واقعى نيست سازش و تسليم شدن در برابر كفر و شرك است. كه اگر بند بند استخوانهايمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏هاى آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى‏مان را در جلوى ديدگانمان به اسارت و غارت برند هر گز امان نامه كفر و شرك را امضا نمى‏كنيم.»

______ دستور جديد موسوي به سبزها: پروژه محاربه سبز تمام شد، دوباره منافق شويد!!

               

در شرايطي كه عده اي جاهل در صدد افشاندن تخم ترديد در ميان مسئولان هستند تا موسوي را به بهانه "آشتي" و يا "توبه" به بازي عليه نظام اسلامي بازگردانند، اين بازيچه دست نظام سلطه در مصاحبه اي كه شديدا با استقبال آمريكا و اسرائيل و انگليس مواجه شد نظام اسلامي را در آستانه سالگرد پيروزي آن با نظام شاهنشاهي مترادف ساخت!
....
موسوي كه اينك در آستانه برخورد قانوني دستگاه قضايي با خودش به جرم صدور دستور محاربه با نظام قرار گرفته در يك فرار به جلوي ناشيانه گفت: قوه قضائیه بی قانونی مي كند و تابع اهداف سیاسی است. مردم متوجه شده اند که "دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد"
موسوي كه گويا اينك سايه مجازات اعدام را بالاي سر خود احساس كرده افزود : "با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند"!
...
موسوی كه پيش از اين قاتلان دكتر مسعود علي محمدي را در بينيه شماره 10 خود "برادرانس" لقب داده بود در مصاحبه با سایت کلمه، نظام اسلامي را به زندانی کردن افراد بی گناه (!) و تلاش برای پرونده سازی علیه آنان متهم کرد و افزود: " آنها به جای اینکه دنبال جاسوسان واقعی باشند، انسان های شریف و مومن (جاسوسان سيا و موساد!) را به جاسوسی متهم می کنند".
موسوی كه اخيرا بنابر اعلام رسمي وزارت اطلاعات يكي از مشاورانش به جرم جاسوسي باز داشت شده است گفت که "پیش از این، از مشاوران بازداشتی خود نام نبرده بود تا نسبت به تمام زندانیان سیاسی ادای احترام کرده باشد اما از اینکه در کنار آنان نیست احساس شرمندگی می کند."
...
اما جالبتر
آنجايي بود كه آقاي منافق به رغم آنكه دولت را از اساس نامشروع معرفي كرده بود شروع كرد به نقد سياستهاي جزئي آن!
وی در مورد نحوه عملکرد دولت در ارتباط با سهام عدالت، حقوق بازنشستگان و شیوه اجرای اصل 44، سرنوشت بودجه سال آینده و برنامه چهارم، بشدت ابراز نگرانی کرد. به نحوي كه گويا اساسا هيچ كاري در كشور انجام نشده است!
موسوي در انتها با تكرار ادعاي دروغيني كه فتنه  8ماهه اخير رابه پا كرده بار ديگر رودرروي نظام اسلامي ايستاد و افزود:
"عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد" از نتایج انقلاب سال 1357 است که با وجود شناسایی عوامل و ریشه های منجر به دیکتاتوری در شرایط کنونی، مردم در برابر آن مقاومت می کنند!

وی در عین حال یادآور شد " قانون اساسی وحی منزل نیست " و افزود همانطور که قبلا هم این قانون اصلاح شده، می توان با توجه به نیازهای فکری و مطالبات مردم(همان 13 بزرگتر از 24!) آن را تغییر داد...

موفق باشند !!!! 

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!(4)

ادامه سخنان امام در مورد قبول قطعنامه:


«آرى، ديروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان ديگرى است كه پيش مى‏آيد. و همه ما نيز روز محاسبه بزرگترى را در پيش رو داريم. آنهايى كه در اين چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دليلى از اداى اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور كرده‏اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته‏اند، و خسارت و زيان و ضرر بزرگى كرده‏اند كه حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند كشيد. كه من مجدداً به همه مردم و مسئولين عرض مى‏كنم كه حساب اين گونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند اين مدعيان بى‏هنر امروز و قاعدين كوته‏نظر ديروز به صحنه‏ها برگردند.»

شاید دلهره آورترین هشدار امام (ره) همین هشدار به مسئولین و خواص است. باید اینها را حسابشان را از انقلاب جدا کرد اما مثل اینکه عده ای که منافع خود را در حضور دوباره ی اینها و از ترس زیر سوال رفتن مشروعیت انقلاب دارند می خواهند این حداقل فاسد را  جذب کنند و اجازه ندهند که ریزش پیدا کنند .خیر، باید این علفهای به ظاهر سبز اما هرزه را چید ، آنوقت است که جوانه های بیشتری رویش پیدا می کنند؛ نزدیک به چنین تعابیری را رهبر معظم انقلاب دارند:«نباید خیال کرد که چهار نفر آدمی که سابقه انقلابی دارند از کاروان انقلاب کنار رفتند پس انقلاب غریب ماند...این ها ریزش ها بودند».

«من در ميان شما باشم و يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش مى‏كنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتانِ شهادت و خون در پيچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند. اكيداً به ملت عزيز ايران سفارش مى‏كنم كه هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران به‏ معناى حل مسئله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است؛ ولى دورنماى حوادث را نمى‏توان به طور قطع و جدى پيش‏بينى نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه‏جوييها به همان شيوه‏هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما بايد براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهيا باشيم.

و ملت ما هم نبايد فعلًا مسأله را تمام شده بداند اما نااهلانی که امروز پرچم مصلحت اندیشی را مدام بالای سر خود به اهتزاز در می آورند چه ویژگی دارند؟ از دیدگاه امام خمینی (ره) همانهایی هستند که  جهاد و مبارزه علیه دشمنان نظام و کفن­پوشان انقلاب رابه خاطر اینکه از معرکه دور باشند افراطی گری می خوانند.

تبریک به همه ی قرمز های سرور و تسلیت به همه بیچاره های آبی

هر جا سخن از پرسپولیس است دهان استقلال سرویس است . . . !

صدای عرعر نمیاد آبی صداش در نمیاد

 

 

 

 

 

قرمز تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/ آبی نیستیم که با ننگ بمیریم!!

استقلال گل میخوره میگه زمین صابونیه / زمین و پاک میکنن میگه هوا بارونیه !!!

این روزها همه استقلال رو گل باران میکنند ! شما چطور !!؟

قسم به هر چی مرده استقلالیه نامرده وقتی میاد استادیوم ۶تایی برمیگرده

 

کتاب فارسی اول راهنمابی!!!!!!!

    پس از ماجرای حذف نام خلیج فارس از پشت جلد کتاب فارسی اول دبستان، مورد ابهام‌برانگیز دیگری درباره با علايم و نمادهای شیطان پرستی در کتاب فارسی اول راهنمایی دیده می‌شود.
صفحه 67 این کتاب حاوی تصویری است از یک چشم که بی‌شباهت به «چشم لوسیفر» نماد شیطان پرست‌ها نیست.

    این چشم همچنین علامت روشنفکران صهیونیست نیز هست و حتی در دلار ایالات متحده آمریکا نیز به عنوان نظم نوین جهانی دیده می‌شود. این علامت بر روی دیوار ساختمان مجلس رژیم غاصب صهیونیستی کاملا مشهود است

     با جستجویی آسان در گوگل می‌توانید معانی و تفاسیر دیگر این چشم را که گویا بدون توجه و دقت کافی مولفان و تصویرسازان کتاب‌های درسی در کتاب فارسی اول راهنمایی طراحی شده است، را پیدا کنید. این علامت در پیشگویی‌ها هم به کار می‌رود و جادوها و نفرین‌ها، کنترل‌های روحی و تمامی انحرافات در پوشش این علامت به کار می‌روند.


این تصویر در کنار شعری از شاعر حکیم ابوالقاسم فردوسی ترسیم شده که ارتباط چندانی به آن ندارد. این چشم اگرچه برخلاف چشم لوسیفر یا همان نماد شیطان پرست‌ها در مثلث قرار نگرفته، اما اگر به ادامه تصویر دقت کنید، متوجه می‌شوید که امتداد این مثلث تا انتهای تصویر که شامل انسان، خورشید، کتاب و گیاه و چند مایه حیاتی دیگر بوده، کشیده شده است که معنی همان تحت کنترل و احاطه قرار گرفتن تمام موجودات را دارد؛ همان چیزی که شیطان پرست‌ها درباره لوسیفر عنوان می‌کنند.



بارها از سوی وزاری پیشین آموزش و پرورش عنوان شده که «کتاب‌های درسی هویت ملی ماست و در واقع پیشانی کشور ما محسوب می‌شود»، اما گویا این مسئولان اجازه می‌دهند که هرکس در این پیشانی که اولین نقطه دید همه افراد جامعه و حتی جهان است، هر طور که دوست دارند، بنویسند و تریسم کنند.
 در پست های قبلی من در مورد این نماد و استفاده آن بیشتر بخوانید

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!(3)

برگردیم به تاریخ انقلاب اسلامی، پس از سنگین شدن شرایط سخت جنگ و به علت کمبود امکانات و ادوات جنگی حضرت امام خمینی(ره) و بعضی عللی که به خاطر مصلحت از بیان آنها معذور بودند در طی پیام خود در مورد سالگرد کشتار خونین مکه در آخرین ماه های عمر شریف خود یعنی در 29 تير 1367/ 5 ذى الحجه 1408 پس از بیان مواضع ایران در قبال استکبار ستیزی و در رأس آنها اسرائیل و دعوت سران عرب به مبارزه با این کشورها ،به مسئله قبول قطعنامه 598 سازمان ملل اشاره می کنند. حقیقتا معنای دقیق و عبارات هوشمندانه این پیام برای آیندگان درس عبرتی بس بزرگ است:  

«و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى‏ديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مى‏كنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد  ... و خدا مى‏داند كه اگر نبود انگيزه‏اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هر گز راضى به اين عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.» به راستی علل و عواملی که امام (ره) به مصالحی آنها را ذکر نکردند همان عوامل زمینه ساز مسببان فتنه امروز و شکست­خوردگان در مقابل ملت نیستند که ناچار این بار توسط دیگر خودیهای فریب­خورده درصدد دست وپا کردن مقامی برای خود هستند؟!!

«... مسلّم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است. خون شهيدان براى ابد درس مقاومت به جهانيان داده است. و خدا مى‏داند كه راه و رسم شهادت كور شدنى نيست؛ و اين ملتها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود. و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت‏ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دار الشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور جان و سر باختند!...

خداوندا، اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده‏ام، و در برابر عظمت و فداكارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏كنم.

و بدا به حال آنانى كه در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايى كه از كنار اين معركه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهى تا به حال ساكت و بى‏تفاوت و يا انتقادكننده و پرخاشگر گذشتند!» امام (ره) که دارای ولایت مطلقه است و عمل کننده ی واقعی به سیره­ی ایشان است، چرا اینگونه از این مسئله یاد می کند؟ جام زهر! مگر پسر رسول خدا حضرت امام حسن مجتبی (ع) نیز در مقابل معاویه صلح نکرد؟ اما چنین تعبیری از این صلح به میان نیاورد و این صلح نیز موجب پیشرفت گوارای دستگاه تشیع در زمان اموی شد؟!! این صیاغ گفتار و رفتار امام عظیم الشأن قطعا دارای لایه های باطنی است که عمارها باید بیایند و تفاسیر صحیحی از این ارائه دهند قبل از آنکه دیر شود!

حج/ دکتر شریعتی/ق(8)

سلام به همه ی بچه های امام صادقی و غیره...

اول به خاطر مدت طولانی که نشد و نتونستم ادامه پست ها در مورد کتاب حج رو بزنم از همه ی دوستان چه علاقه مند و چه غیر علاقه مندان به رسم ادب عذرخواهی می کنم دوم هم پیشنهاد میکنم چون برا مدتی از مطالب دور شده اید اگه مایل بودید ۷ پست قبلی رو یه مطالعه بکنید . و اما بعد ...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کعبه:

در آستانه ی مسجد الحرامی ، اینک ، کعبه در برابرت ! یک صحن وسیع، و در وسط ، یک مکعب خالی و دگر هیچ ! ناگهان بر خود می لرزی ! حیرت ، شگفتی ! این جا ... هیچ کس نیست...هیچ چیز نیست  حتی چیزی برای تماشا!

یک اطاق خالی!همین!

احساست بر روی پلی قرار می گیرد از مو باریک تر ، از لبه ی شمشیر برنده تر ! قبله ی ایمان ما، عشق ما ،نماز ما ، حیات ما و مرگ ما همین است ؟ سنگ های سیاه و خشن تیره رنگی بر روی هم چیده و جرزش را با گچ ، ناهموار و ناشیانه بند کشی کرده و دگر هیچ !

 ناگهان تردید یک سقوط در جانت می دود!

اینجا کجاست؟ به کجا آمده ایم؟ قصر را می فهمم : زیبایی یک معماری هنرمندانه! معبد را می فهمم: شکوه قدسی و سکوت روحانی در زیر سقف های بلند و پر جلال و سراپا زیبایی و هنر ! آرامگاه را می فهمم: مدفن یک شخصیت بزرگ ،یک قهرمان نابغه ،پیامبر،امام...!

اما این ...؟ در وسط میدانی سرباز ،یک اطاق خالی !نه معماری ،نه هنر ،نه زیبایی ، نه کتیبه ،نه کاشی ، نه گچ بری ،نه ... حتی ضریح پیامبری،امامی،مرقد مطهری،مدفن بزرگی... که زیارت کنم ،که او را به یاد آرم ، که به سراغ او آمده باشم ، که احساسم به نقطه ای ،چهره ای، واقعیتی ،عینیتی ،بالأخره کسی ،چیزی ،جایی ، تعلق گیرد،بشیند،پیوند گیرد ، این جا هیچ چیز نیست،هیچ کس نیست.

ناگهان می فهمی که چه خوب ! چه خوب که هیچکس نیست، هیچ چیز نیست، هیچ پدیده ای احساست  را به خود نمی گیرد ، ناگهان احساس می کنی که کعبه یک بام است ،بام پرواز ،احساست
ناگهان کعبه را رها می کند و در فضا پر می گشاید و آنگاه مطلق را احساس می کنی ! ابدیت را حس میکنی ، آنچه را که هرگز در زندگی تکه تکه ات، در جهان نسبی ات نمی توانی پیدا کنی ،نمی توانی احساس کنی ،فقط می توانی فلسفه ببافی،اینجاست که می توانی ببینی، مطلق را ،ابدیت را ، بی سویی را، او را !

و چه خوب که در اینجا هیچکس نیست ، و چه خوب که کعبه خالی است !

و کم کم می فهمی که تو به زیارت نیامده ای ، تو حج کرده ای ، اینجا سر منزل تو نیست ، که کعبه آن سنگ نشانی است که ره گم نشود ، این تنها یک علامت بود ، یک فلش، فقط به تو ، جهت را می نمود، تو حج کرده ای ، آهنگ کرده ای ، آهنگ مطلق ، حرکت به سوی ابدیت ، حرکت ابدی ، رو به او ، نه تا کعبه ! کعبه آخر راه نیست ،آغاز راه است !

در اینجا ،نهایت تنها نتوانستن تو است، مرگ و توقف تو است ، این جا آنچه هست حرکت است و جهت ودگر هیچ !

ادامه نوشته

Hell or Heaven

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!(2)

این­بار قرآنی که سر نیزه شده است وحدت است. می گویند قرآن می گوید: واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا. اما به یاد ندارند که این نیز کلام الهی است: و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم. دوباره می گویند: رحماء بینهم. ولی گوششان بدهکار نیست که ابتدا نفی کرد: والذین معه اشداء علی الکفار. بار دیگر جمله ای علم می کنند که رهبری معظم فرمودند: جذب حداکثری و دفع حد اقلی لکن یادشان رفته است که همان بزرگوار فرمود: جنایتی که به نظام رفته از همه ی جرمها سنگین تر است. به واقع معلوم نیست که کدامین محور در این جا دست آویز وحدت می شود. فقط کلی گویی­هایی صورت می گیرد. از آن طرف آنچه دل انقلابیون را می سوزاند بازی خوردن خودی­هاست. البته تذکر می دهیم که خیلی ناراحت نباشید این صحنه­ها برای ما تکراری است. حتی بعضی از کارگردانان و بازیگران آنها دوباره همان نقش را به عهده گرفته اند. اینبار در چهره ی مبارزه با افراطی­گری آمده اند. به بهانه تندگویی های بعضی رسانه ها و احزاب اصولگرا اصل قضیه را نفی می کنند و یا بی اهمیت می انگارند.

ارتباطات فتنه­گران با خارجی ها اثبات می شود، شعارهای ساختارشکنانه بوسیله ی صحنه­گردان ها از حالت عقده­ی درونی به یک فریاد سرسا­م­آور تبدیل می­شود، مقدس ترین مقدس هایمان در روز عاشورا هتک حرمت می شودو.... اما باز اشعری­ها می گویند: «اینها مبالغه­های شماست، ببینید!می گویند: من به قانون اساسی معتقدم! من هتک حرمت را محکوم می کنم ، شما هم بیایید و این بار قانون را کمی متعادل کنید بگذارید ما هم نفس بکشیم.». واقعا چنین است، ندای قانون، قانونشان فلک را کر می کند تا نظام با آنها برخورد قانونی نکند. باید توجه داشت به بهانه­ی افراطی­گری در این دام قرار نگرفت ، حرفها را حساب شده بیان کرد و اجازه داد تا دستگاه های مسئول «به مرّ قانون» عمل کنند. جامی که این بار با عسلِ وحدتِ مخملی خوش­رنگ و لعاب شده است در دل خود زهر کینه ای از اسلامیت نظام و محوریت ولایت فقیه دارد. گرچه بسیاری از ساده­اندیشان از بغض ریاست­جمهور به حب شکست­خوردگان روی آورده­اند  و حقیقتا رهبری نظام را محور وحدت می شمرند ولی باید توجه داشته­باشند که سران جنایت و زمینه­سازان فتنه از این همه نابسامانی ها حتی عذرخواهی ننموده اند چه برسد که به خاطر آنها مجازات شوند.

اولین و آخرین سوال ما از این ساده­دلان این است: آیا عمل به قانون افراطی­گری است؟!

جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!

قبل از نوشتن مطلب: در طی چند پست آینده درصدد هستم تا با بازخوانی ماجرای قطعنامه۵۹۸ و جام زهر نقش حکمیت خواهان را در حوادث بعد از انتخابات تحلیل کنم.

این مقاله ایست که برای یکی از نشریات کشور نوشته شده است:


جام زهر این بار با رنگ و لعابی عسلین!

سید فرید میرلوحی

اشاره: ساده­انگاریها و ضعف نفس عناصر تاثیر گذار در جامعه و یا به تعبیر دقیق و ابتکاری رهبر انقلاب ، خواص، مانند دیگر جنبه های شخصیتی آنان در اوضاع و احوال جامعه موثر است . انتخاب صحیح­ترین گزینه در شرایط سنگین و مهم، خواص مثبت را از خواص منفی تمییز می­دهد. لکن اصل بنیان­های شخصیتی این افراد که جزء سرشت آنهاست معمولا در طول تاریخ تغییر نا­پذیر و دردسر زاست. تحلیل پیش رو سعی دارد تا با بازخوانی ماجرای وضع دوران تصویب قطعنامه و پیام امام (ره)، مقایسه­ای با شرایط کنونی جامعه و افراد و عناصر تأثیرگذار در آن داشته­باشد. در بعضی قسمت­های این تحلیل ممکن است نام گروهک­ها و یا اسامی تاریخی ذکر شود اما این به معنای تطبیق اشخاص نیست ،من باب تقریب است! فإن الناقد بصیرٌ بصیرٌ!

توصیه های مکرر معصومین و بزرگان ما در خواندن و کاوش تاریخ بی­جهت نیست، حتی رسوخ این تاکیدات در زبان عامیانه هم بسیار شنیده ایم که می گویند:«زمانه هرچند وقت یکبار تکرار میشود!». اما این بار فضای سیاست داخلی کشورمان  و جالب­تر از آن ادبیات سیاسی که گهگاه زیرلب شنیده می شود در حال تدارک و بازاجرای یکی از سکانسهای تاریخ تلخ انقلاب اسلامی توسط یک سناریویی عقب نشینی کرده اما در عین حال مهلک  می باشد. اما از آن جایی که در طی این چند ساله ی پرفروغ انقلاب ، نقاط تاریکی نیز مشاهده می شود، این بار نیز کسانی که «عمل به مرّ قانون» خیلی بر مذاقشان خوش نمی آمد و البته فریب خورده­اند ناخودآگاه جام زهری که فقط رنگ و لعاب آن را دیده­اند بر هم می زنند و دیگران را به نوشیدن آن ترغیب می کنند. این سیاهی لشگران ضعیف النفس که بی اختیار نخ های خیمه شب بازی کارگردانانی طرد شده، دست و پایشان را محکم به هم بسته است، همچون ابوموسی اشعری­ها بر طبل وحدت می کوبند. ابوموسی را می شناسید و هیبتش را خوب در نظر دارید، فردی وجیه المله ، دارای اعوان و انصار ساده­تر از خود، صاحب فتوا در مقابل ولیّ خود، همکار در جبهه ی صفین و... شاخص­ترین ویژگی اش مسامحه­طلبی های خودسرانه. آن زمان که چیزی تا فتح خیمه ی آخر نمانده بود آرزویش برآورده شد : کارگردان صحنه آن جا بود که قرآن را بر سر نیزه کرد. آری ، آرامش به هر قیمت؛ این است آرزوی ابوموسی ها!

....

بدون شرح2!!!

گفتیم حالا که کاریکاتور زدن ، خوب ما هم بزاریم...که خالی از عریضه نباشه.


ولی در کل اگه مساوی نشه ، برنده ایم.


بدون شرح!!

سلام به همه مخصوصا اونا که خونشون قرمزه

خوب ۴ شنبه بازی سنتی تهرانه و قراره آبیا ۷ تایی شن

اینم یه تقدیم به همه آبیا

اینم بگم که


حذف به علت...! (مدیر:سعید)

روایتی از یک دگردیسی!

    روایت دگردیسی خیلی از آدم ها تنها به زبان ختم نمی شود ،اگر تا همین دیروز اکبر گنجی که با دیدن شلوار لی در پای جوانان غیرات دینی اش فوران میکرد از مردن خدا و انکار امام زمان (عج) سخن گفت ،اینک دیگر هم کیشان اینان عملا باورهای گذشته خود را به فراموشی می سپارند.

    حال مشخص نیست که آیا این افراد در گذشته با چهره خاکستر گونه نفاق سعی در فریب مردم داشتند و امروز چهره اصلی خود را بی پرده و عریان به مردم نمایش می دهند؟! 

    با دیدن تصاویر خانم فریبا داودی مهاجر ناخوداگاه یاد فردی که لباس روحانیت را دزدیده بود می افتیم که آیت الله العظمی بروجردی در پاسخ به شخصی که روحانی را دزد خوانده بود گفت:نگوییم روحانی دزد است بلکه این فرد دزدی است که لباس روحانیت را پوشیده است








لحظه ای برای تامّل!

دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. او در میان آکواریوم یک دیوار شیشه ای قرار داد که آنرا به دو بخش تقسیم می کرد؛ در یک بخش ماهی بزرگی قرار داد و در سمت مقابل ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ماهی بزرگ بود. ماهی کوچک تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگر نمی داد.
او برای شکارماهی کوچک بارها و بارها به سویش حمله کرد اما هر بار به دیوار شیشهای برخورد می کرد. همان دیوار شیشه ای او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد.
پس از مدتی ،ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آنسوی آکواریوم و شکار ماهی کوچک غیر ممکن و محال است.
در پایان دانشمند دیوار شیشه ای را برداشت ....... ولی دیگر هیچگاه ماهی بزرگ به سراغ ماهی کوچک نرفت و به آنسوی آکواریم هم حرکت نکرد.
چرا؟
دیوار شیشه ای وجود نداشت اما ماهی بزرگ در ذهنش دیواری ساخته بود که از دیوار واقعی سخت تر و بلند تر مینمود و آن دیوار بلند باور خود بود .
باورش به وجود دیوار، باورش به محدودیت و باورش به ناتوانی خویش!
اگر ما در میان اعتقادات و باورهای خویش جستجو کنیم بی تردید دیوار شیشه ای بلند و سختی را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات و تجربیات ماست و خیلی از آنها وجود خارجی نداشته بلکه زاییده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جای دارند.

تنظیم خانواده!

هیچ میدونین چــرا طــــــلاق زیــــــاده؟
چـرا شُـله پیچــــای خـــــــــــانـــــواده؟
یــه ریشتــر م کـــــــه زندگی بلــــرزه
همــون دقیــــقه پیــچ و مُهــره هــــرزه
بــاید یه جـــــــور باشه مُهره بـــــا پیـچ
وگـــــــرنــه کُـــلّ زندگیت میشـه هیـچ
خواستی اگه بـــــا کــسی وصلت کنی
بـــــاید یــه کم ســـایزشــو دقّـت کـنی
نگـــــــــو درستش میکنـم ســــه روزه
خـــــــــرابتـــرم میشـه دلت میســــوزه


چــــرا میخــای نوششو نیشش کنی؟
مُهره ی نمــــره پنجـــو شیشش کنی؟
تو که خودت ســایـزتــــو داری از پـیش
برو پی مُهــــره ی نمـــــره ی شیــش
این کــــــــه میگم نمـــــره ی اخلاقـیه
بقیـــــه ی چیزا هنـــــــوز بـــــــــاقـیـه

ادامه نوشته

علی الظاهر بانک جهانی هم طرفدار دولت شده!!!


نخستين گزارش بانك جهاني از دورنماي اقتصاد 2010 منتشر شد:
رشد اقتصاد ايران در سال 2009 يك درصد، آمريكا منفي 2.5 رصد
فارس:
*رشد اقتصادي يك درصدي ايران در سال 2009

در گزارش بانك جهاني رشد اقتصادي ايران براي سال 2009 يك درصد برآورد و پيش بيني شده است اين رقم براي سال 2010 افزايش يافته و به 2.2 درصد برسد. رشد اقتصادي ايران در سال 2008 نيز 2.5 درصد اعلام شده بود.
متوسط رشد اقتصادي منطقه خاورميانه در سال 2009 به 1.4 درصد رسيد و انتظار مي رود اين رقم در سال 2010 به 3.5 درصد برسد.
بر اساس اين گزارش تراز حساب هاي جاري ايران به رغم كاهش شديد قيمت نفت در سال 2009 همچنان مثبت بوده است. تراز حساب هاي جاري ايران در اين سال به 7.5 درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور رسيد. اين رقم در سال 2008، 22.2 درصد توليد ناخالص داخلي ايران بوده است. پيش بيني شده است تراز حساب هاي جاري ايران در سال 2010 به 3.6 درصد توليد ناخالص داخلي ايران در اين سال برسد.
*رشد منفي 2.5 درصدي امريكا در سال 2009

كشورهاي در حال توسعه وضعيت بسيار بهتري خواهند داشت و رشد اين كشورها در سال 2010 به 5.2 درصد مي رسد كه اين رقم 1.2 درصد از رشد اقتصادي اين كشورها در سال 2009 بيشتر خواهد بود. رشد كشورهاي در حال توسعه در سال 2009 بالغ بر 4 درصد برآورد شده است.
رشد اقتصادي چين از 6.8 درصد در سال 2009 به 8.1 درصد در سال 2010 مي رسد.
كشورهاي توسعه يافته رشد منفي 3.3 درصدي را در سال 2009 تجربه كردند و اين رقم در مقابل رشد مثبت 4 درصدي كشورهاي در حال توسعه نشان مي دهد بحران اقتصادي كه از امريكا شروع شد بيش از همه كشورهاي صنعتي را تحت تاثير قرار داده است.
پيش بيني شده است كشورهاي صنعتي در سال 2010 رشد 1.8 درصدي را تجربه كنند.
رشد اقتصادي امريكا در سال 2009، منفي 2.5 درصد بود كه انتظار مي رود اين رقم در سال 2010 به 1.3 درصد افزايش يابد.
ادامه نوشته

شعرش قشنگ بود گفتم با آخر هفته هم متناسبه!!!

در طواف کعبه دل جان و سر را باختیم********هر چه بود از پاک بازی در میان انداختیم

در قماری اینچنین غرق تکاپو گشته ایم********در بهای دیدنش ما دیده ها پرداختیم

جمعه را رنگی دگر دادیم در تقویم عشق********سالها جز جمعه ما روزی دگر نشناختیم

دیدنش را از خدا خواهیم لیک از روی عشق********جان بی مقدار خود را نذر مهدی(عج) ساختیم


http://almahdi.webphoto.ir/photos/al204160.jpg


شعر از :  خود جناب ما (آشنا)

15 ابزار ابتکاری و جالب برای استفاده در حمام


جای شامپو یا ژل حمام بینی شکل
فقط آن را فشار دهید، سپس ژل سبز رنگی از سوراخ سمت راست بیرون خواهد آمد. این وسیله هم زشت است و هم خنده آور.

بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته