سخنی با خواننده/کتاب حج / دکتر علی شریعتی/ق(1)
به نام یک دین شناس ، به ویژه رشته ی علمی ام : تاریخ ادیان - یعنی ( به تعبیر فرانسیس بیکن ) با چشم خشک علمی ، و نه چشم اشک آلوده ی احساس دینی و تعصب فرقه ای - در بررسی رسالت های دینی تاریخ ، و سیر تحول تاریخی هر دینی و مقایسه میان آنچه بوده و آنچه شده است و آنگاه مقایسه این فاصله ها - فاصله ی حقیقت و واقعیت ادیان - با یکدیگر ، به این نتیجه رسیده ام که (۱) :
اگر هر دینی را، از نظر رسالتی که در رستگاری انسان به عهده دارد ، ارزیابی کنیم ، هیچ رسالتی را در رشد اجتماعی - خود آگاهی،حرکت،مسئولیت،آرمان خواهی انسانی ، بینش اجتماعی،روح عدالت جویی و عزت طلبی و بالاخره ،واقعیت گرایی و طبیعت گرایی و طبیعت نگری و سازگاری با قدرت مادی وپیشرفت علمی و سازندگی و مدنیت و روح پیکار جویی فکری و گرایش مردمی و... ـ مترقی تر و در عین حال ،آگاه تر و نیرومندتر از مکتب توحید ابراهیمی ، در رسالت محمد (ص) ـ اسلام ـ نمی شناسم.
و در عین حال ،هیچ رسالتی را نمی شناسم که به اندازه ی اسلام ، در راه انحطاط ، پیش رفته باشد و میان آنچه بوده است ، با آنچه شده است ،فاصله ای را تا حد تناقض ، طی کرده باشد!
اگر اسلام امروز را با دیگر ادیان منحط یا منحط شده ی جهان مقایسه کنید، شاید این قضاوت مرا نادرست بشمارید ،اما،چنین مقایسه ای نادرست است . میزان انحراف هر حقیقتی را، باید در سرگذشت خود آن حقیقت ،اندازه گرفت و با خط سیر نخستینش و نقطه آغاز حرکتش ،سنجید .
و اگر،با همین شیوه میان مذاهب اسلامی ،به بررسی و ارزیابی و سنجش بپردازیم،تشیع را در اسلام ، آنچنان خواهیم یافت ،که اسلام را در ادیان.
و شگفتا!
که در مقایسه میان حقیقت و واقعیت دیگر ادیان ، می توان ،کلمه ی اختلاف را به کار برد ، در حالی که ، چنین کلمه ای ، سرنوشت تاریخی اسلام را و تشیع را،در مقایسه با سرشت اسلام و تشیع ، به درستی بیان نمی کند وبه جای آن ،تنها کلمه ی تضاد یا تناقض ،رسا است (۲).
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(۱) لطفآ ،بر روی هر کلمه تامل کنید.
۲۱) و رساتر از آن ،تعبیر تنها کسی است در تاریخ ، که بهتر از هر اسلام شناسی ،اسلام را می شناسد و آگاهتر از هر جامعه شناسی سرنوشت تاریخی اسلام را می تواند پیش بینی کند و بهتر از هر سخن شناسی ، قدرت و هنرمندی تعبیر دارد ـ علی (ع)ـ که می فرمایند :" اسلام را چون پوستین وارونه پوشیده اند!".
پوستین جامه ای است اما غیر از همه جامه ها ، در جنس و هم در شکل وهم در مصرف . و پوستین تنها جامه ای است که رویه اش زیباترین ، هنری ترین و مجذوب کننده ترین و پشتش ،زشت ترین ،سیاه ترین و متنفر کننده ترین است . خوش نقش و نگارترین پوستین را وارونه که می پوشند لولو می شود ، بچه ها رو بدان می ترسانند . ( مگر نه اکنون ،بچه ها از این اسلام می رمند؟).
وانگهی،انسان پوستین را از آن رو می پوشد و گوسفند از این رو !
فکر کنم واسه امشب بس باشه . موفق باشید تا بعد ...
عاشقانه