گفتگوي تفصيلي فارس با سرشاخه شركت هرمي پالينور؛
شركت پالينور مدعي است كه سرمايههاي مردم را جذب ميكند و با سرمايهگذاري اين سرمايهها در بعدهاي مختلف، مانند Forex، بورس و ... ميتواند سود وعده داده شده به اعضايش را پرداخت كند.
اين شركت كه در ابتدا براي هر هزار دلار، ماهيانه به طور متوسط 250 دلار سود پرداخت ميكرد بعد از مدتي سود پرداختي را كاهش داد، به طوري كه هم اكنون به ازاي هر هزار دلار سرمايهگذاري ماهانه چهل دلار پرداخت ميكند.
سود ديگري كه اين شركت به اعضايش پرداخت ميكند، در قبال معرفي اعضاي جديد است. بدين صورت كه اگر هر عضو بتواند هر ماه در دو طرفش تعادل برقرار كند، يعني اگر در سمت چپش سرمايهگذاري انجام شد، بايد در طرف راستش هم همان قدر سرمايهگذاري انجام شود تا درصد ناچيزي از توازن ايجاد شده به شخص بالا سري تعلق گيرد.
البته اين مبلغ فقط زماني به بالا سري داده ميشود كه بتواند در عرض يك ماه تعادل يا توازن را برقرار كند، در غير اينصورت پولي بابت ايجاد تعادل به شخص بالاسري تعلق نميگيرد.
پس از اينكه برخوردهايي از طرف پليس و دستگاههاي امنيتي با سران تعدادي از شركتهاي هرمي انجام شد، خبرگزاري فارس بر آن شد تا براي روشن شدن افكار عمومي، با آقاي «ت.توفيق» از سرشاخههاي پالينور مصاحبهاي انجام دهد. آنچه در ذيل ميخوانيد متن گفتگوي خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس با «توفيق» است كه در پي مشخص شدن كلاهبردار بودن اين شركت فعاليت خود را متوقف كرد.
* فارس: چطور شد با شركتهاي هرمي آشنا شدي؟
توفيق: آشناييم به چند سال پيش برميگردد. وقتي دانشجوي كارشناسي بودم يكي از دوستانم براي معرفي گلدكوئيست من را دعوت كرد. آنجا با شركتهاي هرمي آشنا شدم. ولي وارد نشدم چون از كلاهبرداري بودن اين شركت اطلاع داشتم.
* فارس: با اطلاع از اينكه پالينور شركت تازهاي بود و هنوز جواب پس نداده بود، چطور شد بعد از آشنايي با آن وارد سيستم شدي؟
- توفيق: با اينكه پالينور سيستم تازه تاسيسي بود موافقم، ولي نوع فعاليت و زمينه فعاليت اين سيستم در ايران تازه بود و اطلاعات كاملي از نوع فعاليت اين سيستم و سيستمهاي مشابهش در دست نبود. دليل وارد شدنم هم به دليل عدم اطلاعم بود چون فكر ميكردم براي جامعهام مفيد است و آسيبهاي گلدكوئيست را ندارد و به ديد سيستم هرمي نگاه نميكردم.
*فارس: چرا فكر كردي اين سيستم ميتواند براي جامعه مفيد و مثمر ثمر باشد؟
- توفيق: يكي از دليلهاي وارد نشدم به كوئيست اين بود كه به اين ديدگاه رسيدم كه كوئيست سيستمي است كه براي اقتصاد جامعهام مضر است و چون آن ميزاني كه پول از كشور خارج ميشد به آن اندازه پول وارد كشور نميشود، بين اين دو توازن نيست و نتيجهاش از دست رفتن سرمايه مردم است. ولي وقتي اين سيستم و سود 25 درصدياش به من معرفي شد با خود گفتم اين سيستمي است كه ميتواند براي جامعه و اعضايش مفيد باشد چون بعد از 4 ماه، حتي اگر هيچ كاري هم نكني، اصل پول به خودت باز ميگردد و بقيهاش سود است.
* فارس: يعني انگيزه ورودت به اين سيستم صرفاً كمك به جامعه بود و دلايل ديگري در كار نبود؟
- توفيق: مطمئنا دلايل ديگري هم در كار بود. سيستم از لحاظ تئوري، سيستم فوقالعادهاي بود و اگر به تعهداتش عمل ميكرد به نظرم همه بايد وارد اين سيستم ميشدند. من دوست داشتم زود به پول برسم، صاحب خانه و ويلايي بشوم، ماشين آخرين مدل داشته باشم و حساب بانكيام پر از پول باشد و وقتي هم وارد شدم حتي يك درصد هم فكر نميكردم اين خيالها و وعدههاي داده شده توسط سيستم و بالا سريهايم جز دروغ چيز ديگري نباشند.
*فارس: پس با اين تفكر وارد سيستم شدي كه سريع پولداري ميشوي ولي بعد از مدتي پي بردي كه اينگونه نيست، پس چرا ادامه دادي؟
توفيق: من وقتي متوجه اين قضيه شدم كه در يك طرفم بيست ميليون تومان و در طرف ديگر سي و هشت ميليون سرمايهگذاري شده بود و شركت سود پرداختياش به اعضا را مدام كاهش ميداد. من هم نميتوانستم سيستم را به راحتي كنار بگذارم، چون ديگر آلوده شده بودم و خودم تنها نبودم و سيستم من را مثل تلههاي شكارچيها گرفته بود كه امكان رهايي نداشتم.
* فارس: يعني تو و زير مجموعههايت حتي با وجود اطلاع از كلاهبردار بودن سيستم و برخورد توسط مراجع امنيتي و قضايي باز هم نميخواستيد سيستم را رها كنيد؟
توفيق: نه، شركتهاي هرمي به شكلي هستند كه تا زماني كه به يك سطح خاصي نرسيدهاند، اين ديدگاه را نداريد كه شركت كلاهبردار است، البته زير مجموعههاي من هم دچار اين مشكل بودند و وقتي هم زير مجموعه متوجه ميشود كه كلاهبرداري در كار است، ديگر دير شده چون صاحب زير مجموعه شده و نميتواند شركت را رها كند و وقتي شخصي به اين مرحله ميرسد، بعضي اوقات برخورد دستگاه قضايي هم نميتواند توجيه كننده باشد تا او سيستم را رها كند.
*فارس: وقتي كه وارد سيستم ميشدي به مشكل يا سئوال غير قابل حلي در مورد سيستم برخورد نكردي كه تو را لحظهاي به درنگ وادار كند؟
توفيق: ما جملهاي در كل سيستمهاي هرمي داريم با اين مضمون كه «هيچ سئوالي راجع به شركتهاي هرمي بدون پاسخ نيست.» من خودم مشكل شرعي داشتم چون در خانوادهاي بزرگ شدم كه حلال يا حرام بودن درآمد مهمترين معيار است. به همين دليل وقتي اين مشكلات را با معرف خود در ميان گذاشتم و بالاسريهايش ليستي از استفتاءهاي مراجع را به من نشان داند كه در آنها در جواب سئوال مراجع به ربا آمده بود كه دريافت ربا از كافر حلال دانسته شده بود و آنها هم با استدلالهاي مختلف من را قانع كردند كه در آمد بدست آمده از اين طريق كاملا حلال است.
همانطوري كه گفتم در شركتهاي هرمي سئوال بدون پاسخ نداريم. آنهايي كه نتورك كار كردهاند ميدانند ما جلساتي داريم كه در آنها به اعضا آموزش ميدهند تا چطور پاسخ سئوالات مختلف را بدهند.
*فارس: مثلا اگر من بپرسم كه اين شركت از طرف دولت غير قانوني اعلام شده و دستگاه قضايي با فعاليت چنين شركتهايي به شدت برخورد ميكند، چه جوابي ميداديد؟
توفيق: جواب اين سئوال بستگي دارد به شخصيت طرف مقابل، مثلا اگر شخصي بازاري باشد از در خاصي وارد ميشديم و اگر كارمند بود هم از در ديگري وارد ميشديم. مثلا به بازاري ميگفتيم مگر واضع قانون دولت نيست؟ جواب آنها هم اكثرا بله بود، بعد ادامه ميداديم كه تا حالا براي كسب درآمد از كسي اجازه گرفتهاي كه حالا از دولت براي اين تجارت كاملا مجازي كه فاقد هرگونه سند يا دليل فيزيكي است، كسب اجازه بكني؟
*فارس: در حين كار با مشكل يا مسئلهاي برخورد داشتي كه آرزو بكني كاش به روز قبل از ورود برميگشتم يا اصلا وارد نميشدم؟
توفيق: بله يادم نميرود، روزي يكي از زير مجموعههايم كه براي ورود به سيستم به اميد سود بالا پول نزول كرده بود، پيش من آمد و گفت كه «پدرم به دليل چكي كه بابت نزول داده است در آستانه زنداني شدن است.» پدرش كارمند بازنشسته آموزش پرورش بود كه عليرغم بازنشسته بودنش براي تامين مخارج خانواده، مسافركشي هم ميكرد و اصلا از ورود پسرش به سيستم پالينور مطلع نبود و فكر ميكرد پسرش پول را براي پروژه يا واحد درسي دانشگاهي ميخواهد تا در مدت مقرر برگرداند.
بيچاره تا آن موقع رنگ زندان نديده بود ولي يك هفته به لطف پسرش زنداني شد تا اينكه آشنايانش به كمك آمدند و پيرمرد را از زندان آزاد كردند. يادم است آن موقع به خاطر ناراحتي يك هفته به دفتر نرفتم.
*فارس: خودت با زير مجموعههايت يا حتي بالاسريهايت اعتماد به نفس لازم براي ادامه فعاليت در اين سيستم را از كجا ميآورديد؟
توفيق: اين سيستم هيچ چيزي هم كه نداشته باشد، اعضا را به جزيره امن و دور از جامعه ميبرد و شخص را تا مدتها به حالت كما خواهد برد. ديد اعضاي اين شركتها به افراد بيرون از سيستمشان ديد از بالاست. يعني اينگونه فكر ميكنند كه افراد غير عضو چيزي از زندگي و اسرار دنيا نميدانند و اسير دنياي خودشانند، در حالي كه خبر ندارند خودشان مقيم چنان دنيايي هستند.
روش ايجاد اعتماد به نفس در وروديهاي تازه، دادن وعدههاي تو خالي به آنها است، از اين قبيل كه شركت قانوني ميشود، يا بعضي وقتها از رجال سياسي يا ورزشكاران و يا هنرمندان نام ميبرند كه وارد سيستم شده و مشغول فعاليتاند.
*فارس: به عنوان سئوال آخر، اطلاع رسانيهايي كه تا حالا از طريق رسانهها انجام شده را چگونه ارزيابي ميكنيد و به نظرت تا چه ميزان موفق بودهاند؟
توفيق: يادم است خبرگزاري شما يك ماه پيش نظر كارشناسي را در مورد روشهاي پيشگيري از ورود افراد به اين سيستمها پرسيده بود، همانطوري كه كارشناسان گفته بودند به نظر من هم ايجاد مراكزي براي مشاوره دادن به مردم در مورد اين سيستمها و سيستمهاي مشابه ميتواند خيلي مفيد باشد. اگر من قبل از ورودم از زبان يك كارشناس مطلع به صورت حضوري، ضعفها و ترديدهاي موجود در مورد اين شركتها را ميشنيدم، شايد اصلا وارد نميشدم و افراد ديگري هم بعد از من وارد نميشدند.
درست است كه ايجاد چنين مراكزي هزينهبر است، ولي من به عنوان شخصي كه كار كردهام، ميدانم ضربه اقتصادي و اجتماعي كه از طريق اين سيستم به هر كشوري وارد ميشود به مراتب بيشتر است. هر چقدر ورود به اين سيستمها كمتر باشد به آن ميزان، ضربه وارده بر پيكر اقتصاد و اجتماع و روان جامعه هم كمتر خواهد بود و اميدوارم مسئولان تدابير مناسبتري براي ريشهكن شدن اين ويروس از كشورمان اتخاذ كنند.
اين شركت كه در ابتدا براي هر هزار دلار، ماهيانه به طور متوسط 250 دلار سود پرداخت ميكرد بعد از مدتي سود پرداختي را كاهش داد، به طوري كه هم اكنون به ازاي هر هزار دلار سرمايهگذاري ماهانه چهل دلار پرداخت ميكند.
سود ديگري كه اين شركت به اعضايش پرداخت ميكند، در قبال معرفي اعضاي جديد است. بدين صورت كه اگر هر عضو بتواند هر ماه در دو طرفش تعادل برقرار كند، يعني اگر در سمت چپش سرمايهگذاري انجام شد، بايد در طرف راستش هم همان قدر سرمايهگذاري انجام شود تا درصد ناچيزي از توازن ايجاد شده به شخص بالا سري تعلق گيرد.
البته اين مبلغ فقط زماني به بالا سري داده ميشود كه بتواند در عرض يك ماه تعادل يا توازن را برقرار كند، در غير اينصورت پولي بابت ايجاد تعادل به شخص بالاسري تعلق نميگيرد.
پس از اينكه برخوردهايي از طرف پليس و دستگاههاي امنيتي با سران تعدادي از شركتهاي هرمي انجام شد، خبرگزاري فارس بر آن شد تا براي روشن شدن افكار عمومي، با آقاي «ت.توفيق» از سرشاخههاي پالينور مصاحبهاي انجام دهد. آنچه در ذيل ميخوانيد متن گفتگوي خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاري فارس با «توفيق» است كه در پي مشخص شدن كلاهبردار بودن اين شركت فعاليت خود را متوقف كرد.
* فارس: چطور شد با شركتهاي هرمي آشنا شدي؟
توفيق: آشناييم به چند سال پيش برميگردد. وقتي دانشجوي كارشناسي بودم يكي از دوستانم براي معرفي گلدكوئيست من را دعوت كرد. آنجا با شركتهاي هرمي آشنا شدم. ولي وارد نشدم چون از كلاهبرداري بودن اين شركت اطلاع داشتم.
* فارس: با اطلاع از اينكه پالينور شركت تازهاي بود و هنوز جواب پس نداده بود، چطور شد بعد از آشنايي با آن وارد سيستم شدي؟
- توفيق: با اينكه پالينور سيستم تازه تاسيسي بود موافقم، ولي نوع فعاليت و زمينه فعاليت اين سيستم در ايران تازه بود و اطلاعات كاملي از نوع فعاليت اين سيستم و سيستمهاي مشابهش در دست نبود. دليل وارد شدنم هم به دليل عدم اطلاعم بود چون فكر ميكردم براي جامعهام مفيد است و آسيبهاي گلدكوئيست را ندارد و به ديد سيستم هرمي نگاه نميكردم.
*فارس: چرا فكر كردي اين سيستم ميتواند براي جامعه مفيد و مثمر ثمر باشد؟
- توفيق: يكي از دليلهاي وارد نشدم به كوئيست اين بود كه به اين ديدگاه رسيدم كه كوئيست سيستمي است كه براي اقتصاد جامعهام مضر است و چون آن ميزاني كه پول از كشور خارج ميشد به آن اندازه پول وارد كشور نميشود، بين اين دو توازن نيست و نتيجهاش از دست رفتن سرمايه مردم است. ولي وقتي اين سيستم و سود 25 درصدياش به من معرفي شد با خود گفتم اين سيستمي است كه ميتواند براي جامعه و اعضايش مفيد باشد چون بعد از 4 ماه، حتي اگر هيچ كاري هم نكني، اصل پول به خودت باز ميگردد و بقيهاش سود است.
* فارس: يعني انگيزه ورودت به اين سيستم صرفاً كمك به جامعه بود و دلايل ديگري در كار نبود؟
- توفيق: مطمئنا دلايل ديگري هم در كار بود. سيستم از لحاظ تئوري، سيستم فوقالعادهاي بود و اگر به تعهداتش عمل ميكرد به نظرم همه بايد وارد اين سيستم ميشدند. من دوست داشتم زود به پول برسم، صاحب خانه و ويلايي بشوم، ماشين آخرين مدل داشته باشم و حساب بانكيام پر از پول باشد و وقتي هم وارد شدم حتي يك درصد هم فكر نميكردم اين خيالها و وعدههاي داده شده توسط سيستم و بالا سريهايم جز دروغ چيز ديگري نباشند.
*فارس: پس با اين تفكر وارد سيستم شدي كه سريع پولداري ميشوي ولي بعد از مدتي پي بردي كه اينگونه نيست، پس چرا ادامه دادي؟
توفيق: من وقتي متوجه اين قضيه شدم كه در يك طرفم بيست ميليون تومان و در طرف ديگر سي و هشت ميليون سرمايهگذاري شده بود و شركت سود پرداختياش به اعضا را مدام كاهش ميداد. من هم نميتوانستم سيستم را به راحتي كنار بگذارم، چون ديگر آلوده شده بودم و خودم تنها نبودم و سيستم من را مثل تلههاي شكارچيها گرفته بود كه امكان رهايي نداشتم.
* فارس: يعني تو و زير مجموعههايت حتي با وجود اطلاع از كلاهبردار بودن سيستم و برخورد توسط مراجع امنيتي و قضايي باز هم نميخواستيد سيستم را رها كنيد؟
توفيق: نه، شركتهاي هرمي به شكلي هستند كه تا زماني كه به يك سطح خاصي نرسيدهاند، اين ديدگاه را نداريد كه شركت كلاهبردار است، البته زير مجموعههاي من هم دچار اين مشكل بودند و وقتي هم زير مجموعه متوجه ميشود كه كلاهبرداري در كار است، ديگر دير شده چون صاحب زير مجموعه شده و نميتواند شركت را رها كند و وقتي شخصي به اين مرحله ميرسد، بعضي اوقات برخورد دستگاه قضايي هم نميتواند توجيه كننده باشد تا او سيستم را رها كند.
*فارس: وقتي كه وارد سيستم ميشدي به مشكل يا سئوال غير قابل حلي در مورد سيستم برخورد نكردي كه تو را لحظهاي به درنگ وادار كند؟
توفيق: ما جملهاي در كل سيستمهاي هرمي داريم با اين مضمون كه «هيچ سئوالي راجع به شركتهاي هرمي بدون پاسخ نيست.» من خودم مشكل شرعي داشتم چون در خانوادهاي بزرگ شدم كه حلال يا حرام بودن درآمد مهمترين معيار است. به همين دليل وقتي اين مشكلات را با معرف خود در ميان گذاشتم و بالاسريهايش ليستي از استفتاءهاي مراجع را به من نشان داند كه در آنها در جواب سئوال مراجع به ربا آمده بود كه دريافت ربا از كافر حلال دانسته شده بود و آنها هم با استدلالهاي مختلف من را قانع كردند كه در آمد بدست آمده از اين طريق كاملا حلال است.
همانطوري كه گفتم در شركتهاي هرمي سئوال بدون پاسخ نداريم. آنهايي كه نتورك كار كردهاند ميدانند ما جلساتي داريم كه در آنها به اعضا آموزش ميدهند تا چطور پاسخ سئوالات مختلف را بدهند.
*فارس: مثلا اگر من بپرسم كه اين شركت از طرف دولت غير قانوني اعلام شده و دستگاه قضايي با فعاليت چنين شركتهايي به شدت برخورد ميكند، چه جوابي ميداديد؟
توفيق: جواب اين سئوال بستگي دارد به شخصيت طرف مقابل، مثلا اگر شخصي بازاري باشد از در خاصي وارد ميشديم و اگر كارمند بود هم از در ديگري وارد ميشديم. مثلا به بازاري ميگفتيم مگر واضع قانون دولت نيست؟ جواب آنها هم اكثرا بله بود، بعد ادامه ميداديم كه تا حالا براي كسب درآمد از كسي اجازه گرفتهاي كه حالا از دولت براي اين تجارت كاملا مجازي كه فاقد هرگونه سند يا دليل فيزيكي است، كسب اجازه بكني؟
*فارس: در حين كار با مشكل يا مسئلهاي برخورد داشتي كه آرزو بكني كاش به روز قبل از ورود برميگشتم يا اصلا وارد نميشدم؟
توفيق: بله يادم نميرود، روزي يكي از زير مجموعههايم كه براي ورود به سيستم به اميد سود بالا پول نزول كرده بود، پيش من آمد و گفت كه «پدرم به دليل چكي كه بابت نزول داده است در آستانه زنداني شدن است.» پدرش كارمند بازنشسته آموزش پرورش بود كه عليرغم بازنشسته بودنش براي تامين مخارج خانواده، مسافركشي هم ميكرد و اصلا از ورود پسرش به سيستم پالينور مطلع نبود و فكر ميكرد پسرش پول را براي پروژه يا واحد درسي دانشگاهي ميخواهد تا در مدت مقرر برگرداند.
بيچاره تا آن موقع رنگ زندان نديده بود ولي يك هفته به لطف پسرش زنداني شد تا اينكه آشنايانش به كمك آمدند و پيرمرد را از زندان آزاد كردند. يادم است آن موقع به خاطر ناراحتي يك هفته به دفتر نرفتم.
*فارس: خودت با زير مجموعههايت يا حتي بالاسريهايت اعتماد به نفس لازم براي ادامه فعاليت در اين سيستم را از كجا ميآورديد؟
توفيق: اين سيستم هيچ چيزي هم كه نداشته باشد، اعضا را به جزيره امن و دور از جامعه ميبرد و شخص را تا مدتها به حالت كما خواهد برد. ديد اعضاي اين شركتها به افراد بيرون از سيستمشان ديد از بالاست. يعني اينگونه فكر ميكنند كه افراد غير عضو چيزي از زندگي و اسرار دنيا نميدانند و اسير دنياي خودشانند، در حالي كه خبر ندارند خودشان مقيم چنان دنيايي هستند.
روش ايجاد اعتماد به نفس در وروديهاي تازه، دادن وعدههاي تو خالي به آنها است، از اين قبيل كه شركت قانوني ميشود، يا بعضي وقتها از رجال سياسي يا ورزشكاران و يا هنرمندان نام ميبرند كه وارد سيستم شده و مشغول فعاليتاند.
*فارس: به عنوان سئوال آخر، اطلاع رسانيهايي كه تا حالا از طريق رسانهها انجام شده را چگونه ارزيابي ميكنيد و به نظرت تا چه ميزان موفق بودهاند؟
توفيق: يادم است خبرگزاري شما يك ماه پيش نظر كارشناسي را در مورد روشهاي پيشگيري از ورود افراد به اين سيستمها پرسيده بود، همانطوري كه كارشناسان گفته بودند به نظر من هم ايجاد مراكزي براي مشاوره دادن به مردم در مورد اين سيستمها و سيستمهاي مشابه ميتواند خيلي مفيد باشد. اگر من قبل از ورودم از زبان يك كارشناس مطلع به صورت حضوري، ضعفها و ترديدهاي موجود در مورد اين شركتها را ميشنيدم، شايد اصلا وارد نميشدم و افراد ديگري هم بعد از من وارد نميشدند.
درست است كه ايجاد چنين مراكزي هزينهبر است، ولي من به عنوان شخصي كه كار كردهام، ميدانم ضربه اقتصادي و اجتماعي كه از طريق اين سيستم به هر كشوري وارد ميشود به مراتب بيشتر است. هر چقدر ورود به اين سيستمها كمتر باشد به آن ميزان، ضربه وارده بر پيكر اقتصاد و اجتماع و روان جامعه هم كمتر خواهد بود و اميدوارم مسئولان تدابير مناسبتري براي ريشهكن شدن اين ويروس از كشورمان اتخاذ كنند.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۲/۲۲ ساعت 16:49 توسط جواد
|
عاشقانه