معین اینو میتونی پست کنی ؟ من رمزم و ندارم)
جزاک الله ...
معین جان من مطالبت رو کامل خوندم . به نظر حقیر که مطالب درست و مناسبه . البته نظر شخصی من و شما و فرید با هم تفاوت داره که این طبیعی ست ، و البته از موضوعیت بحث خارجه . یعنی من نمیخام درمورد نظر شما نظرم رو بگم . ولی جب ماجرا همین طوره که شما گفتی .اما چند نکته ی کلی به نظرم میرسه :

1. اگر من راه حل یک مسئله رو بدونم ، و اون رو بگم ، فقط به درد کسایی میخوره که 3 ویژگی زیر ر و داشه باشن:
1. مسئله ای که برای اون ها پیش اومده ، همون مسئله ای باشه که من راه حلش رو دارم
2. اون ها دنبال راه حل اون مسئله باشند
3. اون ها به من و در نتیجه راه حل من اعتماد داشته باشند

اگر هرکدلم از 3 ویژگی بالا ، در فرد نباشد ، راه حل بی نظر من به هیج دردی نمیخورد . این به معنی اشتباه بودن راه حل من نیست ، بلکه با وجود اینکه راه حل من در حقیقت مشکل را حل میکند ، اما در واقعیت نمیتواند . این یک نکته.

2. نکته که در بالا به آن رسیدیم اینکه "واقعیت" با "حقیقت" متفاوت است.در یک جمله "واقعیتِ حقیقت ، متفاوت با حقیقتِ واقعیت است". به بیان ساده ، جایی که انحراف و شک و پلیدی راه ندارد ، "حقیقت" است ، نه "واقعیت".به آیه توجه کنیم : "جاء الحق و ذهق الباطل".خیلی استراتژی و نکته در این آیه نهفته. ببین خدا چی میگه : "حق آمد و باطل رفت" . خب حالا توجه ، مگه حق یا حقیقت همواره نبوده است ؟ حقیقت که یکباره تولید نشده ، حقیقت عالم خداست ، خدا هم ابدی و ازلی. پس چرا با وجود اینکه حقیقت از ازل بوده ، باطل تونسته پدید پیاد؟به این دلیل که حقیقت "واقع" نشده بوده است. طبق آیه ،وقتی حق بیاید باطی میرود. این یعنی حقیقت میتواند نیامده باشد. میتواند واقعیت پیدا نکرده باشد. یعنی باطل در مقام "واقعیت" پدیدار میشود و حقیقت در مقام "حقیقت". و بنا براین برای از بین بردن باطل ، باید حقیقت را واقعی کرد تا آن وقت خود به خود ظرف "واقعیت" به وسیله ی "حقیقت" پر شده و دیگر جایی برای "باطل" نمیماند. مثل ریختن آب در لیوان خالی.فضای درون لیوان "عالم واقعیت است" ، آب "حقیقت" و خالی بودن، "باطل" است.با اینکه آب همواره وجود دارد ، اما تنها وقتی خالی بودن لیوان را از بین میبرد که آب دقیقا درون لیوان ریخته شود .

با توجه به نکته ی 1و2، حق با مومنین هست ! اما ! واقعیت علیه مسلمین و موحدین است.یعنی مشکل را میدانیم ، راه حل را هم میدانیم اما در عالم واقعیت ، افراد باید اون 3 شرط رو داشته باشند تا مشکل حل شود.نتیجه هم میشود اینکه الان هست.

راه حل چست ؟ 3 حالت مختلف وجود دارد:
*یا واقعیت علیه حقیقت رقم خورده
که یا در این حالت :
*یا واقعیت از روی جهل علیه حقیقت شده
*یا واقعیت از روی علم و عمد علیه حقیقت شده

*یا واقعیت همراه حقیقت پیش رفته(در این حالت که خب مشکل حل شده است)

در حالتی که عناصر عالم واقعیت ، عامدانه و از روی علم به حقانیت حقیقت ، با آن ستیز میکنند ، این میشود که راه اصلاح بسته میشود و باید "اشداء علی الکفار ..." و "و جاهدو هم حتی لاتکون فتنه ..." و "و اعدوالهم ما استطعتم من قوه ..." و از این قبیل کارها کرد . مثال بارز آن آمریکا و اسراییل و استکبار و ... . خب به حمد الله در این زمینه نظام اسلامی مقتدر است و خیلی مشکلی نیست .

اما حالت پیچیده تر و حساس تر . حالتی ست که حقیقت ، نه به واسطه ی علم و از روی عمد ، بلکه به علت جهل و نادانی کتمان میشود . یعنی آن طرف اصلا نمیداند حقیقت چیست که بخواهد آن را کتمان هم بکند. یعنی اصلا نادان نمی فهمد که فلان کار فلان نتیجه ی زیان بار را به همراه دارد. مثل طفلی که به خاطر جهل نمیداند که آتش میسوزاند. دست میزند و میسوزد. بعد گریه هم میکند که یعنی اصلا انتظار چنین نتیجه ای را نداشته و حالا پشیمان است . خب حالا دیگر وقتی کودک بزرگ شد ، باز مثل نادان ها هر روز دست تو آتش میکند و بعد هم زار زار گریه میکند و بعد هم اظهار پشیمانی ؟ یعنی وقتی کودک نادان ، دانا شد ، دیگر مسئله حل میشود.
حالا گیر کار دقیقا اینجاست . این جا جاییست که استکبار و کفر ، با تمام قوا وارد میدان میشود و واقعیات را دگرگون از حقایق میکند. و دقیقا همین جاست که تاثیر اصلی امر به معروف و نهی از منکر اصیل و بکر پدیدار میشد. همین جاست که آیات رحمت و "قول لین" و این ها مطرح میشود . این جا دقیقا جایی ست که تاکتیک های اسلامی ، قلب نفاق و جهل و کفر رو هدف میگره. این جا جاییست که هالیوود ، ماهواره ، رسانه ، کتاب ، ویدیو گیم ها و ... از سوی کفار به میدان می آید.
کفر و شیطان هرگز با حقیقت رو در رو نمیشوند. چرا؟ به دلیل منطقی بسیار ساده. گفته شد که حقیقت، در عالم "حقیقت" جاودانه وجود دارد و هیچ "باطلی" در عالم "حقیقت" وجود ندارد. بنابراین تنها محل ظهور "باطل" در عالم "واقعیت" میتواند باشد. پس اگر قرار باشد حق با باطل رو در رو شود ، باید "حقیقت" به "واقعیت" آورده شود.و بر اساس قرآن "حق بیاید ، باطی میرود" !
پس آن شیاطین و پیروان ابلیس لعین که میدانند این را ، هرگز اجازه ی واقعی شدن حقایق نورانی را نمیدهند. به چه وسیله ، به وسیله ی حائل قرار دادن جهل افراد ، بین عالم واقع و عالم حقیقت.با فیلم و بازی و کتاب و سخن ، کاری میکنند که طرف فریب بخورد ، فکر کند فهمیده ، اما واقعا نفهمیده. بازی را ببیند و خیال کند که درست زندگی کردن ، یعنی هرزه گی . زندگی یعنی شهوت رانی . بزرگی یعنی وحشی گری .

خب خیلی زیاد شد . ایشالا اگه که بحث ادامه پیدا کرد ، من باز هم ادامه میدم .
پیشنهاد میکنم که روی موضوع مواجعه اسلام با این پدیده تمرکز و بجث بشه . شیوه های اسلامی ، سنت ها ائمه ، آیات قرآن و تاریخ و مسائل اجتماعی و سیاسی و دینی و فرهنگی در ایران ، خصوصا بعد از انقلاب و تاثیرات بین المللی اون ها .

سربلند باشید. 

محمد باقری ها